{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از عهد آدم تو را دوست دارم

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
دیدگاه ها (۶)

شڪستـــ عشقـــــ ے نخوردم .......امااحساسمو از دستـــــ دادم...

تصمیمم را گرفته ام …از امشب… تمام احساسی که به ” تو ” دارم ر...

می نویسم من برایت از دلممی کنم اِفشا من امشب، راز خویشمن پر ...

دوست داشتن تو...خیلی چیز ها یاد من داد... مثلا اینکه...میشود...

تو بردی من دیگه هیچوقت نمیتونم کسیو اندازه تو دوست داشته باش...

درد دیگر شبیه به یک حس نبود، شبیه به یک شکنجه‌ی تمام‌عیار فی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط