{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موقعِ رفتن، بهونه نیاورد که مثلاً "ما به درد هم نمیخوریم"

موقعِ رفتن، بهونه نیاورد که مثلاً "ما به درد هم نمیخوریم" ، "نمیخوام وابستگی پیش بیاد" و از این قبیل جمله های کلیشه ای.
رک و پوست کنده بهم گفت "نمیخوامت؛ نمیخوام باهات باشم؛ عاشق یکی دیگه شدم."
میدونی، دردِ جمله ای که رک حرفش رو بهم زد، خیلی زیاد بود.خیلیه خیلی. حتی قلبم داشت از جاش کنده میشد.
ولی دردِ بهونه های رفتن، خیلی خیلی بدتره. تصور کن بهونه آورد و رفت و تو، یک روز تو خیابون، با یکی دیگه ببینیش؛ چه حالی داره؟ میشه یه چیزی بدتر از انفجار هیروشیما. خیلی بدتر.

[طاها رحیمیان]
دیدگاه ها (۳)

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

پارت ۱۵یونا:اینجا‌وایسین تا من رمز رو بزنم بعدم بریم داخل جو...

رمان عشق ممنوع

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

عشقی حقیقی

پری کوچولوی منپارت ۴ته: شروع کردم به شستن بدنش خیلی سفید بود...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

چند پارتی درخواستی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p51جیمین چیزی نگفت. دوباره بهش نگاه کرد. ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎دستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط