{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب فرو می افتاد

شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها
تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب
دیدگاه ها (۰)

ارغواناین چه رازیست که هر بار بهاربا عزای دل ما می‌آید؟که زم...

منکنارکشیدمآنجاکهسکوتازتوضیحشریف‌تربود.

امروز او روتین را شکست .آن زنِ بالغ ، به دور از انتظار نظمی ...

امروز به جایی شلیک کردن که پنج کیلومتر یا کمتر از من فاصله د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط