پارت فرشته کوچولو

پارت ۷ فرشته کوچولو


ویو ات
چون قاضی گفت نمی تو نیم طلاق بگیریم مجبور شدیم برگردیم خونه

ویو کوک
رفتیم سوار ماشین شدیم که بریم خونه از یه طرف خوشحال بودم از یه طرف ناراحت چون اگه بابایی یونا ات رو یا منو بکشه چی توی این فکرا بودم که گوشیم زنگ خورد یونا بود

مکالمه یونا وکوک
^الو عشقم
_چه مرگته
^وا چته کوک روانی شدی(خودتی درختره اکبیری)
_روانی هفت جدوآبادت
^اصلا خدافظ دیگه بهت زنگ نمی زنم
_به کیفم

ویو ات
نمی دونم چرا ولی دهنم وا مونده بود که چرا کوک با یونا اون طوری حرف زد مگه قرار نبود بخاطر اون طلاق بگیریم

_چیزی شده
ها نه چیزی نیست
_باش ولی انگار تعجب کردی
نه نه من خوبم
_اکی

ویو کوک
رسیدیم خ نه و همه چیز رو برای ات توضیح دادم ولی باورش نمی شود تا اینکه حرف های بابایی یونا رو که ضبط کرده بودم رو براش پخش کردم

ویو ات
رسیدیم خونه کوک همه چیز رو بهم گفت حتی حرف های ضبط شده‌ی بابایی یونا رک هم بهم نشون داد

شرطا=۵ لایک و ۲بازنشر
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸فرشته کوچولو ویو ات تازه بعد از کلی حرف بلخره باور کرد...

پارت ۹ فرشته کوچولو ویو اتکوک نزدیک بود پرواز که که یهو بقلم...

گم نکنید

راستی ۱۰۰ تایی شدنمون مبارک

پارت ۶ فرشته کوچولو ادامه ویو اتوقتی کوک اومد زدم توی گوشش (...

پارت ۵ فرشته کوچولو ویو ات ساعت ۷ شب بود که کوک بهم گفت برم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط