پارت فرشته کوچولو
پارت ۵ فرشته کوچولو
ویو ات ساعت ۷ شب بود که کوک بهم گفت برم حاضر شم رفتم یه لباس مشکی با شلوار ذغالی پوشیدم (عکسش رو گزاشتم) و رفتیم
ویو کوک شب با ات رفتیم رستوران و بعدش رفتیم لب ساحل و کلی خوش گذروندیم
ویو ات
رسیدیم خونه و رفتیم لباس هامون رو عوض کردیم(نکته هرکی جدا گانه لباس هاشون رو عوض کردم محض اطلاع منحرفا)
رفتم رو مبل نشستم و کوک هم مبل اون وری بود
ویو کوک
داشتم به یونا پیام میدادم چون هنوز باهاش در ارتباط بودم ولی لت نمی دونست و ات هم داشت کتاب می خودجوشی رو گزاشتمکنار و رفتم حموم
_ات
+بله
_من میرم حموم
_باش
ویو ات
کوک رفت حموم وگوشیش پیام اومد منم رفتم نگاه کردم و دیدم باز اون هرزه است نوشته بود
^عشقم کجا رفتی و
شرایط =۳لایک۱بازنشر
ویو ات ساعت ۷ شب بود که کوک بهم گفت برم حاضر شم رفتم یه لباس مشکی با شلوار ذغالی پوشیدم (عکسش رو گزاشتم) و رفتیم
ویو کوک شب با ات رفتیم رستوران و بعدش رفتیم لب ساحل و کلی خوش گذروندیم
ویو ات
رسیدیم خونه و رفتیم لباس هامون رو عوض کردیم(نکته هرکی جدا گانه لباس هاشون رو عوض کردم محض اطلاع منحرفا)
رفتم رو مبل نشستم و کوک هم مبل اون وری بود
ویو کوک
داشتم به یونا پیام میدادم چون هنوز باهاش در ارتباط بودم ولی لت نمی دونست و ات هم داشت کتاب می خودجوشی رو گزاشتمکنار و رفتم حموم
_ات
+بله
_من میرم حموم
_باش
ویو ات
کوک رفت حموم وگوشیش پیام اومد منم رفتم نگاه کردم و دیدم باز اون هرزه است نوشته بود
^عشقم کجا رفتی و
شرایط =۳لایک۱بازنشر
- ۲.۸k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط