{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌ آسمان رعدی زد

‌ ‌ آسمان رعدی زد
ابرغرید به باد
قاصدک لرزید از خنده ی رعد
دل من باز شکفت
شعریک خاطره ی افسونگر
آمدو باز بگفت:
"دل تنگِ تو از قصه ی بارانی ماست"
صبح احساس تو خیس...
پنجره بارانیست
یادتو نرمتر از صبحِ قشنگ...
من در آغاز طلوع
می کشم نقشه ی مرغی
به تمنای سکوت
تا بخواند به لب طاقچه ی عادتِ ما
وقت عشق است و نماز
به اذانِ نفسِ مرغِ طلوع...
باز صبح از راه رسید..
کوله بارش یه سلام...
من با نم نم باران
به وضو خواهم رفت
من به شوق نفس باد
به افطار خدا خواهم رفت....
وای از چک چک باران
به سحرگاه طلوع
باز صبح است


بسم الله وشروع...
دیدگاه ها (۱)

سلام صبح بخیر سه چیز هست که آدم از دیدنش سیر نمیشودجادهآسمون...

اما به سگ ها سوگندکه خواب کلک شیطان است تا از شصت سال عمر سی...

آفتاب تویی که ترانه ی صبحرا مینوازی و من واژه‌ هایمرا در انع...

دلشده ها:میخوام امشب دعا کنمنه برای خودمبرای اعضای کانالمون...

## **پارت ۹: آوای زمزمه‌های زندگی**👇🏻خورشیدِ صبح، با مهربانی...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 139✦..........................

#کاشکی_میشد_دوباره_به_زمین_برگردم. #Part 1هوای دم‌کرده‌ی تاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط