{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مرگ با یک تیر،

از مرگ با یک تیر،
می توان خلاص شد !

اما امید ،
زندانی ابدیست
کــه هر صبح ،
در سینه ام بیدار می شود
و می پرسد ؛

تا ابد چند روز مانده رفیق . . .
دیدگاه ها (۱۹)

همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت...▫

همان اول وجودم را به خودَش گره زدگفت تا وقتی "تو" باشی،"من" ...

وقتی که تو نیستی من حُزن هزار آسمانِ بی اردیبهشت راگریه می ک...

بیا با هم حرف بزنیم نه اینکه فکر کنی یک سال است ندیدنت مرا آ...

آن روزی که به امر الهی، خورشید عالم‌تاب، حضرت بقیه‌الله، از ...

صبح شد… و دل هنوز در همان آرامشِ ناتمام مانده است؛جایی میان ...

🐥🌿خانه ی ما در کوچه ی مهربانیست و خورشید همسایه دیوار به دیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط