{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

خرگوش درون ددی$

خرگوش درون ددی$
فصل : ۱$
پارت : ۱$

ویوکایرا

امروز باصدایی مامانم از خواب بلند شدم،خیلی خسته بودم ولی باید مثل همیشه درس بخونم وباعث افتخار خانوادم بشم من معمولا نمی تونم صبحونه بخورم چون حالم بد میشه پس بدون،صبحونه به سمت مدرسه رفتم،دوستام منتظرم بودن.

کایرا : سلام به دخترای خوشگلم.

جیا : سلام،مثل همیشه مطمئن هستم نفر اول کلاس میشی.

کایرا : چه بخوام چه نخوام باید درس بخونم.

لیا : اره و منم نفر آخر میشم.

کایرا : بیشتر درس بخون.

تهیونگ : سلام بچه.

کایرا : سلام گنده.

تهیونگ : من باید برم.

کایرا : اوکی،بریم.

کوک : امروز داداشت نمی تونه ببرتت من می‌برمت.

کایرا : ممنون.

جیا : هوف چند دقیقه دیگه امتحان شروع میشه،آماده ای؟.

کایرا : من همیشه آماده هستم.

ویو بعد از امتحان

کایرا : هوف،تموم شد.

جیا : از استرس دارم آب میشم.

لیا : چیزی نیست.

کایرا : چون همیشه خراب می‌کنی.

لیا : یاااا.

کوک : بریم.

کایرا : خدافظ بچه ها.

لیا،جیا : بای.

کوک : سوارشو.

کایرا : باشه.

شب شد

کوک : خدافظ.

کایرا : خدانگهدار.

چند دقیقه گذشت کوک رفت نه خودش بود نه ماشینی فقط و فقط یک خرگوش زخمی جلوی در بود،زنگ در خورد.

& : سلام پیتزاتون رو آوردم.

کایرا : ممن....این خرگوش مال شماست؟.

& : نه خدافظ.

کایرا : خدافظ،خب کوچولو از اونجایی که خونه نداری پس تو مال منی،وای نه توزخمی شدی!!.

کایرا خرگوش روبرد داخل جعبه کمک های اولیه روآورد وپای خرگوش روپانسمان کرد.



گاهی وقتایک شب تبدیل به بزرگ ترین جرقه زندگیت میشه✨.
دیدگاه ها (۰)

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۲$خرگوش رو برداشت گذاشت روی تخ...

خوشگلا رمان جدید شرط داره شرط هارو برسونید تا براتون پارت ۳ ...

🙂

انتقام خونین√فصل دوم√پارت۱۱√شش سال بعدویویونگیاین مدت خیلی ا...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۳$کوک لباس رو پوشیدکوک : تموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط