ما بر سر آن ڪوچہ

ما بر سر آن ڪوچہ
ڪه افتاد گذارت؛

یڪ شهر
گواه است
ڪه مردانہ نشستیم


#سیدعلی_علوی
دیدگاه ها (۲۱)

دلم دوست داشتنے مےخواهدانحصارے ...از آن‌ها ڪہ فقط سهم دل یڪ ...

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

در حریـــــــمِ...جان نشاید غیر عشــــــــــــق آید به دلجان...

آن لب تب‌دار را یڪ بار بوسیدن شفاستوای از این دارو ڪه از بیم...

☀️بهترین اتفاق خدا ظهور توست ڪہ یڪ روز مےافتد!💕 عزیز دردانہ ...

تو كنارم باش اصلا شعرهايم مال توهر چہ از تاثیر چشمت مے سرایم...

ᥫ᭡▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁مڼ يڪ روی𐨆اپردازم ، آن‌قدࢪ از زڼدگی𐨆‌ِ واق...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

❤🍂... بہ‌ شراب آن نڪَاهت همه شب همیشہ‌ مستمبہ‌ خدا...

🫀🫂... شاملو نیستمتا آن چنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط