{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"استعفا"

"استعفا"

بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم.

می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است.

می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم!

می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم .

می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.

می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم .

می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوب هستند.

می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و می خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم .

می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب و ...

می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم،

به عدالت،
به صلح،
به فرشتگان،
به باران..
دیدگاه ها (۳)

دعا میکنم....در آخرین روزهای ماه سفرحسین خریدار اشکهایت....پ...

ﻗﺸــﻨـَـَـَـَـَـَـَـَـﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﺴـَـَـَـَـَـَـَـَـتے ﮐـَـَـَـَ...

لاله‌ای بود که با داغ جگر سوخته بودآتشی در دل سودا زده افروخ...

. چِــــگونه خیـــــانَت میـــــکََُنَند!!!!چِــــگونه کِنار...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

عاشقانه های شبنم

سناریو(درخواستی): وقتی با هم دوست هستید ولی اون دوست داره :ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط