زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان
زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خودکشی کنند....
پس به بالای بلندترین آپارتمانی رفتند....
و مرد گفت:
من از یک تا سه میشمارم بعد هر دو همراه هم
میپریم.
زن قبول کرد....
مرد شمرد:
١ ٢ ٣ زن پرید اما مرد از سر جایش تکان نخورد و فقط سقوط کردن زنش را تماشا می کرد....
که یکدفعه زن چترش را باز کرد به سلامتی و آرامی بر زمین نشست.....
سؤال این است:
خائن ترینشان کدامیک بودند؟
مرد یا زنش؟؟؟
پس به بالای بلندترین آپارتمانی رفتند....
و مرد گفت:
من از یک تا سه میشمارم بعد هر دو همراه هم
میپریم.
زن قبول کرد....
مرد شمرد:
١ ٢ ٣ زن پرید اما مرد از سر جایش تکان نخورد و فقط سقوط کردن زنش را تماشا می کرد....
که یکدفعه زن چترش را باز کرد به سلامتی و آرامی بر زمین نشست.....
سؤال این است:
خائن ترینشان کدامیک بودند؟
مرد یا زنش؟؟؟
- ۸۴۲
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط