{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتمابخونیدا جالبه

حتمابخونیدا جالبه
زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خودکشی کنند. پس به بالای بلندترین آپارتمان رفتند و مرد گفت:من از یک تا سه می شمارم بعد هر دو همراه هم می پریم. زن قبول کرد. مرد شمرد: ١ ٢ ٣ زن پرید اما مرد از سر جایش تکان نخورد و فقط سقوط کردن زنش را تماشا می کرد که یکدفعه زن چترش را باز کرد به سلامتی و آرامی بر زمین نشست. سؤال این است: خائن ترینشان کدامیک بودند؟ مرد یا زنش؟!
دیدگاه ها (۳)

ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻦ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﯾﻦ ﺧﻮشاﻣﺪ ﻣﯿﮕﻔﺖ.ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ...

ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺮﻥ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ،ﯾﻪ دختره ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻨﺎﺭﻡ.ﺣﺎﻻ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ...

دیشب یه پشه نیشم زد .... ................ افتادم دنب...

زمونه جوری شده دختر ۱۴ ساله رو میبینی فکر میکنی ۲۶ سالشه . ....

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 9هان با تردید از ماشین پیاده شد.رستوران کوچک ...

🖤 پارت هفدهم | محاصرهچراغ‌ها خاموش شدند.صدای قفل شدن درها تو...

پرسه در جنگلات از روی مبل بلند شد.نگاهش هنوز روی درِ بسته‌ی ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

𝒫𝒶𝓇𝓉 12عقد با رئیس مافیا ___________________________________...

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

پارت ۳۲ مدیر آرام از پله‌ها بالا آمد.نور چراغ خیابان از پنجر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط