{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوتا دختر عاشق یه دختر فوق العاده زیبا بودند دختر

دوتا دختر عاشق یه دختر فوق العاده زیبا بودند دختر دوتا کاسه اب انداخت جلوشون گفت بخورین زهر تو یکیش هرکی .زهر بخوره بمیره با اون یکی ازدواج کنم ... اولی خورد گفت اگه من مردم دومی به عشقش برسه دومی هم خورد گفت بهسلامتی رفقیم که اگه من مردم اون به عشقش برسه به دختر رسید اون هم یک کاسه خورد گفت زهر تو این بود من بمیرم تا رفاقت شما خراب نشه
به سلامتیهرچی رفیقه.....
دیدگاه ها (۱)

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺸﮑﻨﻪ ... ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﺴﺒﯽ نمیشه درﺳﺘﺶ ﮐﺮﺩ ... *ﻣﺜﻞ...

ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、...

برايش مينويسم دلتنگشم،ميدانم كه نميداند،ولى ميدانم كه ميخوان...

کسی رامیهمان تنهائیم نمیکنم...! امااگرکسی سراغ تنهائی ام آمد...

You are paying back karma پارت²⁷هر سه آلفا سوار ماشین بودن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط