بگذر از کوی ما
بگذر از کوی ما
کن نظر سوی ما
به هر طرف ببین شروع کنم
در پی من دوان
گشته پیر و جوان
از این جنون چه گفتو گو کنم
به گریه ندامتم
ز انتظار بی پایه ای
چو می کند ملامتم
ز جفای تو همسایه ای
به گریه ندامتم
ز انتظار بی پایه ای
چو می کند ملامتم
ز جفای تو همسایه ای
چه گفت گو برای او کنم
بر این بلا چگونه خو کنم
ای فرزانگان بر دیوانگان
این ملامت چرا کنید
کم تماشای ما کنید
از من بگذرید
راه خود روید
عاشقان ما رها کنید
کم تماشای ما کنید
مگر به شهر شما
قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
مگر به شهر شما
قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
من عاشقم و گنه کار
آیا همه شما بی گناهید
من گمرهم و بی قرار
آیا همه شما سر به راهید
آیا همه شما بی گناهید
مگر به شهر شما
قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
مگر به شهر شما
قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
بگذر از کوی ما
کن نظر سوی ما
به هر طرف ببین شروع کنم
در پی من دوان
گشته پیر و جوان
از این جنون چه گفتو گو کنم
به گریه ندامتم
ز انتظار بی پایه ای
چو می کند ملامتم
ز جفای تو همسایه ای
به گریه ندامتم
ز انتظار بی پایه ای
چو می کند ملامتم
ز جفای تو همسایه ای
چه گفت گو برای او کنم
بر این بلا چگونه خو کنم
کن نظر سوی ما
به هر طرف ببین شروع کنم
در پی من دوان
گشته پیر و جوان
از این جنون چه گفتو گو کنم
به گریه ندامتم
ز انتظار بی پایه ای
چو می کند ملامتم
ز جفای تو همسایه ای
به گریه ندامتم
ز انتظار بی پایه ای
چو می کند ملامتم
ز جفای تو همسایه ای
چه گفت گو برای او کنم
بر این بلا چگونه خو کنم
ای فرزانگان بر دیوانگان
این ملامت چرا کنید
کم تماشای ما کنید
از من بگذرید
راه خود روید
عاشقان ما رها کنید
کم تماشای ما کنید
مگر به شهر شما
قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
مگر به شهر شما
قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
من عاشقم و گنه کار
آیا همه شما بی گناهید
من گمرهم و بی قرار
آیا همه شما سر به راهید
آیا همه شما بی گناهید
مگر به شهر شما
قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
مگر به شهر شما
قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
بگذر از کوی ما
کن نظر سوی ما
به هر طرف ببین شروع کنم
در پی من دوان
گشته پیر و جوان
از این جنون چه گفتو گو کنم
به گریه ندامتم
ز انتظار بی پایه ای
چو می کند ملامتم
ز جفای تو همسایه ای
به گریه ندامتم
ز انتظار بی پایه ای
چو می کند ملامتم
ز جفای تو همسایه ای
چه گفت گو برای او کنم
بر این بلا چگونه خو کنم
- ۱.۱k
- ۲۱ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط