{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم هیچ وقت،

مادرم هیچ وقت،
به من نگفت دوستم دارد
وقت نداشت ...
دستش همیشه بند بود…
من اما دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که
ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم ...

🍀
دیدگاه ها (۳)

چند روزی است غمی سخت دلم را برده😔 هاتفی داد ندا: پنج صفر نزد...

🍂 🌼 آنقدر عاشقانهبرای خدا زندگی کنیدکه خداعاشقـانه بـگویـدشم...

❣ بانو ڪاش این باطن پاڪے ڪہ مے گویےظاهرش هم خدایے بود❣ بانوڪ...

*دلنوشته های من**غبار خاڪ پاتون* 🌹 بســم رب المــهدے🌹 دلم ...

پارت۲ فاصله تیغ تا عشق

‏🦊[۰۰:۰۹ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎاز ته قلبم تولدتون رو تبریک م...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط