{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌

که‌ ممکن‌ بود خشتی باشد در دیوار یک‌ خانه

یا سنگی در دامان یک‌ کوه

یا قدری سنگریزه در انتهای یک اقیانوس ...

و یا شاید خاکی از گلدان ...!

یا حتی غباری بر پنجره ...!

اما مرا از این میان برگزیدند

برای نهایت شرافت

برای انسانیت ...

و پروردگارم که بزرگوارانه اجازه ام داد به نفس کشیدن

دیدن ...
شنیدن ...
فهمیدن ...

و ارزنده ام کرد به واسطه ی نفسی که در من دمید ...

من منتخب گشته ام

برای قرب ...
برای سعادت ...

من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده به انتخاب و تغییر ...

به شوریدن ...
به عشق ...
عششق ...


وای بر من اگر که قدر ندانم ...
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ
ﻫﻤﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﺳﺮﺕ ﺷﻠﻮﻍ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﭼﻘﺪﺭ
ﺗﻨـ...

استادی میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر ...

دعا میکنم ...برای تو ...برای خودم ...برای همه مان ...کسی چ م...

█کــــاش یـــِکـــے پـــیــدابـــشــــہ█مـــَنـــوازایـــن ح...

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌که‌ م...

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌که‌ م...

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌که‌ م...

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌که‌ م...

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌که‌ م...

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌که‌ م...

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌که‌ م...

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌که‌ م...

سر تا پایم را که‌ خلاصه‌ ‌کنند، می شوم مشتی‌‌ خاک ...!‌که‌ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط