{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختری از هویزه

دختری از هویزه
بهش می گفتن: «آخه تو که پسر نیستی،چه جوری می خوای بجنگی !؟ »
می گفت:دفاع از وطن که زن و مرد و پیر و جوان نداره . هرکس باید هرکاری که از دستش برمیاد ، بکنه. با اینکه سنش خیلی کم بود اصلا از جنگ و جبهه نمی ترسید.به کسایی هم که می ترسیدن می گفت: « وقتی دشمن اومده تو شهرتون ، چرا نشستید و هیچ کاری نمی کنید !؟ همه باید مبارزه کنن.» (شهیده سهام خیام دختری از هویزه)
دیدگاه ها (۱۴)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

شاهکاری به نام دروغ

dark life = 27

رمان خبره ممنوعه پارت پنجم 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط