شعر طنز رزم رستم و سهراب
شعر طنز رزم رستم و سهراب !
کنون رزم virus و رستم شنو
دگرها شنیدستی این هم شنو
که اسفندیارش یکی diskداد
بگفتا به رستم که ای نیکزاد
در این diskباشد یکی file ناب
که بگرفتم از siteافراسیاب
برو حال می کن بدین disk هان!
که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش
شتابان به دیدار رایانه اش
چو آمد به نزد mini towerاش
بزد ضربه بر دکمه power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران diskرا در driveاش گذاشت
نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت
یکی list از root دیسکت گرفت
در ان diskدیدش یکی fileبود
بزد enter آنجا و اجرا نمود
کز ان یک demoگشت زان پس عیان
به فیلم و به موزیک و شرح و بیان
به ناگه چنان سیستمش کرد hang
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره resetنمود
همی کرد هنگ و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خویش فریاد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود
بیامد که لیسانس رایانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش
وز ان diskو برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش
یکیدیسک bootable آورد پیش
یکی toolkitاندر آن diskبود
بر آورد آن را و اجرا نمود
همی گشت toolkitهارد اندرش
چو کودک که گردد پی مادرش
به ناگه یکی رمز virusیافت
پی حذف امضای ایشان شتافت
چو virusرا نیک بشناختش
مر از boot sectorبر انداختش
یکی ضربه زد بر سرش toolkit
که هر بایت ان گشت هشتاد bit
به خاک اندر افکند virus را
تهمتن به رایانه زد بوس را
چنین گفت تهمینه با شوهرش
که این بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خریت مکن
ز رایانه اصلا تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار
نگیرد دگر disk از اسفندیار
کنون رزم virus و رستم شنو
دگرها شنیدستی این هم شنو
که اسفندیارش یکی diskداد
بگفتا به رستم که ای نیکزاد
در این diskباشد یکی file ناب
که بگرفتم از siteافراسیاب
برو حال می کن بدین disk هان!
که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش
شتابان به دیدار رایانه اش
چو آمد به نزد mini towerاش
بزد ضربه بر دکمه power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران diskرا در driveاش گذاشت
نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت
یکی list از root دیسکت گرفت
در ان diskدیدش یکی fileبود
بزد enter آنجا و اجرا نمود
کز ان یک demoگشت زان پس عیان
به فیلم و به موزیک و شرح و بیان
به ناگه چنان سیستمش کرد hang
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره resetنمود
همی کرد هنگ و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خویش فریاد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود
بیامد که لیسانس رایانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش
وز ان diskو برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش
یکیدیسک bootable آورد پیش
یکی toolkitاندر آن diskبود
بر آورد آن را و اجرا نمود
همی گشت toolkitهارد اندرش
چو کودک که گردد پی مادرش
به ناگه یکی رمز virusیافت
پی حذف امضای ایشان شتافت
چو virusرا نیک بشناختش
مر از boot sectorبر انداختش
یکی ضربه زد بر سرش toolkit
که هر بایت ان گشت هشتاد bit
به خاک اندر افکند virus را
تهمتن به رایانه زد بوس را
چنین گفت تهمینه با شوهرش
که این بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خریت مکن
ز رایانه اصلا تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار
نگیرد دگر disk از اسفندیار
- ۳.۶k
- ۲۹ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط