{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای عشق تو باید چه کار می‌کردم

برای عشق تو باید چه کار می‌کردم
چگونه باز دلت را شکار می‌کردم

چگونه از تب گرم نگاه گیرایت
به کنج سرد غرور‌م فرار می‌کردم

اگر خدا نفس‌ات را به روح من می‌داد
تمام سال، هوا را بهار می‌‌کردم

چه می‌شد آه، همان شب‌، یواشکی خود را
درون پیرهن‌ات استتار می‌کردم

تپش تپش ضربان دل‌ات به من می‌خورد
کنار تو به خودم افتخار می‌کردم

اگر که شعر‌، مجال نفس کشیدن داشت
تو را برای ابد، ماندگار می‌کردم
دیدگاه ها (۳)

ﺍﺟﺎﺯﻩ ! ﻟﺤﻈﻪﺍﻱ ﺗﻮﻱ ﺧﻴﺎﻟﺖ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺑﺎﺷﻢ؟ﺩﻋﺎﯼ ﻟﺤﻈﻪﯼ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺳﺎﻟﺖ ﻣﯽ...

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی!نامه ای خیس به دستم برسانی برو...

دستت شبیه قبل پناهم نمی دهددر سرزمین قلب تو راهم نمی دهد چشم...

دلتنگی ام را از تو پنهان می کنم ، برگردهر جور باشد چهره خندا...

خدمتکار : ارباب پیداش نکردیم( با ترس و استرس )ویو جونگ کوکبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط