{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سینه ام از قفسش با تپش افتاد برون

سینه ام از قفسش با تپش افتاد برون
هر دفعه میرسی از راه تپیدن دارم!




#سیاه_و_سفید

#حجاب
#تک_بیت
دیدگاه ها (۱)

ای به فدای چشم تو!این چه نگاه کردنست؟!#حجاب#تک_بیت

کتاب قشنگیست:)بخوانیم...#معرفی_کتاب#یادت_باشد#پاییز_نپی نوشت...

بر بی کسی من نگر و چاره من کنزان کز همه کس بی کس و بی یار تر...

گفتی به من بانو عجب زیبا شدی تو!با چادرت همچون شبِیلداشدی تو...

باز مرغ غزلم میل پریدن داردتا به ایوان نجف شوق رسیدن داردنمک...

تمومش کن عزیزم. همونقدر که راحت بهت محبت کردم همونقدرم راحت...

# تحلیل من به شخصه دارم میگم بازم جنگ راه خواهد افتاد چون آد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط