پارت دهم
پارت دهم
میگه
ته: دفعه ی بعدی، همینجوری ولت نمیکنم
بعد بلند میشه و از اونجا میره
جئون: که برای اولین بار صدای تپیدن قلبش تو اون حالت رو شنیده بود، تازه متوجه منظور ته شد
زنگ خورده بود و همه داشتن به سمت در خروجی میرفتن که ته دید پسری که جلوتر از اون هست جونگکوکه، یاد این ماجراها و کمک های کوک افتاد و با خودش گفت
: اَههه، انقدر تو خودم بودم که اصلا حواسم نبود بخاطر کمکش تشکر کنم
به سمت کوک رفت و کنار قدم زنان
ته جونگکوک، اصلا یادم نبود، ممنونم بخاطــــ.......
که کوک بهش توجه ای نکرد و یکم تند تر به سمت ماشین رفت
ته تعجب کرد چون اون تاحالا باهاش اینطور رفتار نکرده بود، گفت حتما نشنیده
پا تند کرد و رفت سمت کوک و
ته: جونگکوک من....
که از شانس همونجا بخاطر زربه ای که صبح به سرش خورده بود گیج رفت و افتاد
شرایط پارت بعدی
20لایک کامنت
منتظرم 🥱
میگه
ته: دفعه ی بعدی، همینجوری ولت نمیکنم
بعد بلند میشه و از اونجا میره
جئون: که برای اولین بار صدای تپیدن قلبش تو اون حالت رو شنیده بود، تازه متوجه منظور ته شد
زنگ خورده بود و همه داشتن به سمت در خروجی میرفتن که ته دید پسری که جلوتر از اون هست جونگکوکه، یاد این ماجراها و کمک های کوک افتاد و با خودش گفت
: اَههه، انقدر تو خودم بودم که اصلا حواسم نبود بخاطر کمکش تشکر کنم
به سمت کوک رفت و کنار قدم زنان
ته جونگکوک، اصلا یادم نبود، ممنونم بخاطــــ.......
که کوک بهش توجه ای نکرد و یکم تند تر به سمت ماشین رفت
ته تعجب کرد چون اون تاحالا باهاش اینطور رفتار نکرده بود، گفت حتما نشنیده
پا تند کرد و رفت سمت کوک و
ته: جونگکوک من....
که از شانس همونجا بخاطر زربه ای که صبح به سرش خورده بود گیج رفت و افتاد
شرایط پارت بعدی
20لایک کامنت
منتظرم 🥱
- ۴۲۱
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط