{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟏

میگه
ته: دفعه ی بعدی، همینجوری ولت نمیکنم
بعد بلند میشه و از اونجا میره

جئون: که برای اولین بار صدای تپیدن قلبش تو اون حالت رو شنیده بود، تازه متوجه منظور ته شد

زنگ خورده بود و همه داشتن به سمت در خروجی میرفتن که ته دید پسری که جلوتر از اون هست جونگکوکه، یاد این ماجراها و کمک های کوک افتاد و با خودش گفت
: اَههه، انقدر تو خودم بودم که اصلا حواسم نبود بخاطر کمکش تشکر کنم

به سمت کوک رفت و کنار قدم زنان
ته جونگکوک، اصلا یادم نبود، ممنونم بخاطــــ.......

که کوک بهش توجه ای نکرد و یکم تند تر به سمت ماشین رفت

ته تعجب کرد چون اون تاحالا باهاش اینطور رفتار نکرده بود، گفت حتما نشنیده

پا تند کرد و رفت سمت کوک و

ته: جونگکوک من....
که از شانس همونجا بخاطر زربه ای که صبح به سرش خورده بود گیج رفت و افتاد


شرایط پارت بعدی
20لایک کامنت
منتظرم 🥱
دیدگاه ها (۳۸)

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎....ادامه جیهون که اون صحنه ر...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟏 جیهون میپرسه، چرا تو اون رو...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎جئون ته رو میبره و روی صندلی ...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟐کوک متعجب برمیگرده که تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط