باران نوازشم کن با خشم و تازیانه
باران نوازشم کن با خشم و تازیانه
مرثیه خوان من باش در سوگ این زمانه
شلاق زن پیاپی بر پیکر نحیفم
تا دیده خون ببارم بی عذر و بی بهانه
تو بغض آسمان را در جان من فرو ریز
حتی اگر بباری بی رحم و ظالمانه
همچون کویر تشنه می جویمت همیشه
دنبال قطره آبی من در پی ات روانه
تو مظهر تمیزی ،من جان و جسم نا پاک
تطهیر کن وجودم با عشق و خالصانه
وقتی عنایت تو بر من رسد، خروشد
در قلب بی ثباتم طغیان رودخانه
طغیان پرخروشی کز روی نا سپاسی
در هم شکسته سدِ چشمم چه
خودسرانه
#مونا _سادات _موسوی
مرثیه خوان من باش در سوگ این زمانه
شلاق زن پیاپی بر پیکر نحیفم
تا دیده خون ببارم بی عذر و بی بهانه
تو بغض آسمان را در جان من فرو ریز
حتی اگر بباری بی رحم و ظالمانه
همچون کویر تشنه می جویمت همیشه
دنبال قطره آبی من در پی ات روانه
تو مظهر تمیزی ،من جان و جسم نا پاک
تطهیر کن وجودم با عشق و خالصانه
وقتی عنایت تو بر من رسد، خروشد
در قلب بی ثباتم طغیان رودخانه
طغیان پرخروشی کز روی نا سپاسی
در هم شکسته سدِ چشمم چه
خودسرانه
#مونا _سادات _موسوی
- ۱.۳k
- ۱۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط