{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

The Story of Zahhak (Shahnameh)

The Story of Zahhak (Shahnameh)
داستان ضحاک ظالم در شاهنامه:

وقتی ضحاک به تخت نشست، خواب‌گزاران به او گفته روزی جوانی تختش را واژگون می‌کند. ضحاک برای فرار، فرمانی داد: هر روز باید کودکانی کشته می‌شدند تا مبادا آن منجی زاده شود.

جلادان به خانه‌ها می‌رفتند، مادران می‌گریستند و شهر پر از شیون شد. از مغز کودکان خوراک می‌ساختند تا ضحاک زنده بماند. (دو مار از شانه‌هایش روییده‌اند که هر روز باید با مغز جوانان سیر شوند.) اما مادری فرزندی به نام فریدون را از شهر گریزان کرد.

سال‌ها گذشت، تا این‌که کاوه‌ی آهنگر که فرزندانش یکی‌یکی قربانی شده بودند و حالا نوبت آخرین پسرش بود، در بازار فریاد کشید و مردم را به سوی فریدون خواند و مردم به او پیوستند. ضحاک سرنگون شد، و جهان فهمید که ستم هرچقدر هم هزار ساله باشد، با ایستادگی فرو می‌ریزد.



-از کتاب قصهٔ نسل ما، خون جاریه.

𝟏𝟒𝟎𝟒𝟏𝟏𝟎𝟗
دیدگاه ها (۳)

╰☆╮ آشنائی با شخصیت‌های شاهنامه ╰☆╮*** کاوه آهنگر ***این قهر...

کوچه ما . کاوه آهنگر پهلوان بزرگ ایرانی و آرامگاه ناشناختهآ...

آیا میدانید آرامگاه کاوه آهنگر کجاست؟کاوه آهنگر قهرمان اساطی...

#پادشاهان_اساطیری _ضحاک _پیشدادیان داستان ضحاک با کاوه ی آهن...

⃣🔴🔶امپراطوری پیشدادیان🔷🔵 ⃣ بخش5

#فریدون#شاهنامه#پیشدادیفریدون یکی از شخصیت‌های #اساطیری ایرا...

#شاهنامه #قسمت۷#ضحاک#کاوه_آهنگرروزگار ضحاک چنان شده بود که ش...

قیام کاوه آهنگر و جهانداری #فریدون_فرخ

ریشهء جشن سده و قیام کاوهء آهنگر برپَدِ (علیه) ضحاک مار بدوش

کاوهء آهنگر (ویرایش 4)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط