{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

در این مهلکه اما، قلبم نه می‌خواست بماند و نه می‌توانست ب

در این مهلکه اما، قلبم نه می‌خواست بماند و نه می‌توانست برود؛ مثل سیاره‌ای که مدارش را گم کرده، اما هنوز به خورشیدِ نامرئی‌اش وفادار است. و شاید تمام این آشوب فقط تمرینی بود برای روزی که ما جرأت کنیم خود را از نو نام‌گذاری کنیم.




-زندگی جایی از تاریخ را برای ما انتخاب کرد، که خودش در آن حضور چندانی نداشت.



𝟏𝟒𝟎𝟒𝟏𝟏𝟏𝟑
دیدگاه ها (۳۶)

تو هم مثل میلیاردها آدم دیگه فکر می‌کنی که یه چیزایی از ساز ...

The Story of Zahhak (Shahnameh)داستان ضحاک ظالم در شاهنامه:و...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆بـ؏ـضـے آدَمـهــا شَبـیـهِ مِعجِـزِه‌اَن.....

طوفان حضور در پایتخت؛ نماز عشق بر پیکر باران! 🔹الجزیره انگل...

⚠️ هشدارِ راهبردی:آنان که منشورِ حَد را با «کلماتِ تسلی‌بخش»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط