{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📝 #برشی_از_یک_کتاب

📝 #برشی_از_یک_کتاب
فروغ پرسید:کی ازدواج می کنیم ؟؟

گفتم : اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتاده ی بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمه نان از کله ی سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم .

و تو به جای عشق باید به دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و مهمانی و نق ونوق بچه و ماشین لباسشویی و جاروبرقی و اتو و فریرز و فریزر و فریزر باشی .

هر دومان یخ میزنیم، بیشتر از حالا پیش همیم... ولی کمتر از حالا همدیگر رو می بینیم ؛

نمی توانیم ببینیم ؛ فرصت حرف زدن با هم نداریم ؛ در سیاله زندگی دست و پا میزنیم ، غرق می شویم ... و جز دلسوزی برای یکدیگر کاری از دستمان ساخته نیست .

,,عشق,, از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد ...

📚 عشق روی پیاده رو
مصطفی مستور
دیدگاه ها (۱۵)

فیککککککک های جدید

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

غر غر می‌کرد همین باعث شد سانزو از خواب بیدار بشه. و قهقه ای...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

“L’amour est la seule passion qui ne souffre ni passé ni ave...

فروغ پرسید:کی ازدواج می کنیم ؟؟گفتم : اگر ازدواج کردیم دیگر ...

فروغ پرسید: کی ازدواج می کنیم ؟گفتم : اگر #ازدواج کردیم دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط