نه هر حالی هوس باشد نه هر راهی ادب باشد

نه هر حالی هوس باشد, نه هر راهی ادب باشد/
نه هر ظلمت به تاریکی, نه هر روزی به شب باشد/

چنان بودی کنار من, خیالی در بهار من..
شود بوسه قمار من, به ان حکمی که لب باشد/

کجا من هم چنین باشم, ز شادی ها نه در غم ها..
کدام عشقی زمستان را, به باغ دل عنب باشد/

تو پرسیدی عجب با تو, شراب دل خروشان است..
که در مستی من از خنده, جهانم را عجب باشد/

خدای من کجا بودی؟ همان جایی که من بودم..!
نه کفرانی که دم گفتم, در ان یک دم که رب باشد/

در این اتش کدام شمعی, به سوز خود نمایان است..؟
نمی بینم دگر اهی, ز پروانه به تب باشد/

بیا از باغ رسوایم, در این ویرانه بی جایم..
به بازاری نمی ایم, که سود ان طلب باشد/

کویر دل درون من, خیالی در جهان دارد..
بهشتی در کویر حق, حقیقت را رطب باشد/
دیدگاه ها (۵)

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی شوی که ببینی چه می ...

در کوی می پرستان کس درد ما نداند ساقی شکوه غم را ازدیده ام ن...

ﻫﯿﭻ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ؟ﻫﯿﭻ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺍﯼ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺭ...

من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیستچشم تو چون شاه بیتی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط