نه هر حالی هوس باشد نه هر راهی ادب باشد
نه هر حالی هوس باشد, نه هر راهی ادب باشد/
نه هر ظلمت به تاریکی, نه هر روزی به شب باشد/
چنان بودی کنار من, خیالی در بهار من..
شود بوسه قمار من, به ان حکمی که لب باشد/
کجا من هم چنین باشم, ز شادی ها نه در غم ها..
کدام عشقی زمستان را, به باغ دل عنب باشد/
تو پرسیدی عجب با تو, شراب دل خروشان است..
که در مستی من از خنده, جهانم را عجب باشد/
خدای من کجا بودی؟ همان جایی که من بودم..!
نه کفرانی که دم گفتم, در ان یک دم که رب باشد/
در این اتش کدام شمعی, به سوز خود نمایان است..؟
نمی بینم دگر اهی, ز پروانه به تب باشد/
بیا از باغ رسوایم, در این ویرانه بی جایم..
به بازاری نمی ایم, که سود ان طلب باشد/
کویر دل درون من, خیالی در جهان دارد..
بهشتی در کویر حق, حقیقت را رطب باشد/
نه هر ظلمت به تاریکی, نه هر روزی به شب باشد/
چنان بودی کنار من, خیالی در بهار من..
شود بوسه قمار من, به ان حکمی که لب باشد/
کجا من هم چنین باشم, ز شادی ها نه در غم ها..
کدام عشقی زمستان را, به باغ دل عنب باشد/
تو پرسیدی عجب با تو, شراب دل خروشان است..
که در مستی من از خنده, جهانم را عجب باشد/
خدای من کجا بودی؟ همان جایی که من بودم..!
نه کفرانی که دم گفتم, در ان یک دم که رب باشد/
در این اتش کدام شمعی, به سوز خود نمایان است..؟
نمی بینم دگر اهی, ز پروانه به تب باشد/
بیا از باغ رسوایم, در این ویرانه بی جایم..
به بازاری نمی ایم, که سود ان طلب باشد/
کویر دل درون من, خیالی در جهان دارد..
بهشتی در کویر حق, حقیقت را رطب باشد/
- ۹۷۱
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط