{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part۱۹
.
ات ویو
پیاده شدیم و سوار ماشین شدیم و بار هارو گزاشتم صندوق عقب و سوار شدیم و رفتیم سمت خونه

پرش زمانی با خونه..............................................‌....‌‌‌‌..............................


پیاده شدم و چمدونم از صندوق در آوردم

ته:بده به من

اصلا بهش اهمیت ندادم و دوییدم تو تا خواستم با انرژی خیلی زیاد بگم که من اومدم یا این افتادم که این خانواده منو نمیخواد همیشه تبعیض قائل میشن و اصلا به من اهمیت نمیدن من دوا دختر عمه دارم که یکی ۱ سال از من کوچیک تره یکیش ۳ ماه پا همدیگه رو خیلی دوست دارین ولی هعییییی مادر بزرگم و پدر بزرگم تبعیض قائل میشن ولی دفقط اونا نیستن همه همه اینکارو میکنن عیبی نداره بقیه دوستم دارن و رفتم تو

ات:سلام من اومدم

کسی اصلا نشنید

ات:سلامممممم من اومدم (بلند و لبخند مصنوعی)


ته ویو
ات دوید سمت خونه ولی یک دفعه وایسادد و فکر میکرد قطعا به اینکه بین اون و بقیه نوه ها فرق میزارن فکر میکنه فِسِش خوابید و دیگه شوقی نداشت فقط گفت اومدم و رفتم کنارش و با صدای بلند تر گفت که همه نگاهش کردن

مامان:سلام دخترم سلام پسرم بیان بریم اتاقتونو نشون بدم باباتون و پدر بزرگتون رفتن تزئینات جشنو بخرن و مادربزرگتون خوابه

رفتیم بالا من همیشه اینحا اتاق داشتم به رنگ آبی و سفید ولس ات همیشه تو اتاق مهمونی بود چون هیچوقت اتاق درست نمیکردن براش

ات ویو
رفتم تو اتاقی که بهم گفتن سفید بود ولی تختش و میز لوازم آرایشیش و پاتختیش بنفش بود همه وسایلمو یک جا گزاشتم رفتم حموم حوله پوشیم وبعد لوسیون زدمو با حوله خوابم برد
دیدگاه ها (۰)

Part۲۱ته ویورفتم حموم و اومدن بیرون و لباسامو پوشیدم و گفتم ...

Partt2۲ات ویوداشتم صحبت میکردم جمله ای که گفتم‌منو یاد یک چی...

Part18 اگه مامان بفهمه چی که کتک خورده داشتن تجاوز میکردم تو...

Part17دیدم یک دختر روی صندلی نشسته و انقدر مسته که سرش براش ...

#سه_پارتی پارت ۲"ویو ات"بعد از اون شب هی حالم بد میشه خسته ش...

چند پارتی از جیمین ویو ات سلام من ات هستم و ۵ ماهه که با جیم...

p18 پرش به خونه کوک ات ویو بعد از اینکه رسیدیم به خونه کوک د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط