{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میان دفتر شعرم ،

میان دفتر شعرم ،
......... مرا گم کردی و رفتی .
نوشتم بی" تـو" میمیرم ،
.......... تبسم کردی و رفتی .

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،
........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،
مرا با این صفت ها هم ،
........ تجسم کردی و رفتی .

نوشتم بعد" تـو" شبها ،
دل من ماندِه و غمها ،

"تـو" با غمهای این شبها ،
....... تفاهم کردی و رفتی .

شنیدی عشق در قلبم ،
عمیق و بی نهایت بود ،

گمانم بر دل کوچک ،
....... ترحم کردی و رفتی .

نوشتم بین صد واژه ،
مرا پیدا کن و برگرد ...
میان شعرها اما ،
.... مرا گم کردی ورفتی..
دیدگاه ها (۲)

من و توخوشبختیمماخدا را داریم....ماغم چلچله راوقت بوسیدن دست...

من آمده ام...تا «عین» از حروف الفبا بگریزدبه عشق توتا «شین» ...

گاهی باید رد شد ، باید گذشت ؛گاهی باید در اوج نیاز نخواست .....

بی تو از این کوچه ها تنهای تنها خیسِ خیس می رسم در زیرِ بار...

عشق سبز و صورتی

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط