بی تو از این کوچه ها تنهای تنها خیسِ خیس
بی تو از این کوچه ها تنهای تنها خیسِ خیس
می رسم در زیرِ باران پیش ات اما خیسِ خیس
حیف اما مثلِ رسمِ سایرِ معشوقه گان
باز گرداندی مرا رسوایِ رسوا خیسِ خیس
گر چه دلگیرم ولی مانند دیگر عاشقان
بی هیاهو باز می گردم از آنجا خیسِ خیس
کوچه های شهر را پایین و بالا یک به یک
زیرِ باران دوره می گردم سراپا خیسِ خیس
روزگارم در کنارِ این خیابان ها خوش است
با خیالت گرمِ گرمم تویِ سرما خیسِ خیس
نازنینا تخت می خوابی تو شب ها را و من
می نشینم منتظر هر شب همینجا خیسِ خیس
با امید آنکه فردا صبح می بینم تو را
می کشانم خویش را تا صبحِ فردا خیسِ خیس
می رسم در زیرِ باران پیش ات اما خیسِ خیس
حیف اما مثلِ رسمِ سایرِ معشوقه گان
باز گرداندی مرا رسوایِ رسوا خیسِ خیس
گر چه دلگیرم ولی مانند دیگر عاشقان
بی هیاهو باز می گردم از آنجا خیسِ خیس
کوچه های شهر را پایین و بالا یک به یک
زیرِ باران دوره می گردم سراپا خیسِ خیس
روزگارم در کنارِ این خیابان ها خوش است
با خیالت گرمِ گرمم تویِ سرما خیسِ خیس
نازنینا تخت می خوابی تو شب ها را و من
می نشینم منتظر هر شب همینجا خیسِ خیس
با امید آنکه فردا صبح می بینم تو را
می کشانم خویش را تا صبحِ فردا خیسِ خیس
- ۵۴۱
- ۱۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط