{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدم قافیه ساز دل مینا بشوم

آمدم قافیه ساز دل مینا بشوم
تا ببینم گل زیبایی و شیدا بشوم

باز کن صورت خود را و تماشایی شو
آمدم بوسه زن صورت زیبا بشوم

دست در دست غزل ها بده و با من باش
تا در این قافیه در قلب شما جا بشوم

چشم تو قلب مرا سوی خودش می خواند
قصد دارم که از احوال تو جویا بشوم

کمرم خم شده از دست دلم، کاری کن
آنچنان زد به زمین ام، که نشد پا بشوم

همه از عشق من و بوی شما با خبر اند
باز هم دل به هوا خاست که رسوا بشوم
دیدگاه ها (۱)

من دختر مغرور مسلمانم و هر روز جنگیست میان من و این شوق تمنا...

شاید...معمای بزرگ این دنیا؛عوض شدن یهویی آدم هایش باشد..!

کم کم غروب واقعه از راه می رسیدیک زن میان دشت، سراسیمه می دو...

بس الیله و زینب تفارک حسین شکد صعبه الاخت من غیر والی

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

عشق یک شیطان ویک جوجه تیغی پارت ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط