{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازت کشم ، که ناز تو کشیدنی است

نازت کشم ، که ناز تو کشیدنی است
قهر و عتاب چون تو عزیزی خریدنی است
بار بلای ناز ترا می کشم به جان
ای نازنین بناز ، که نازت کشیدنی است
ابرو بتاب و رخ بنما ، زلف برفشان
خورشید و ماه در شب تازیک دیدنی است
ای من فدای آن دهن شکرین تو
لب بر لبم بنه که لبانت مکیدنی است
دیدگاه ها (۱)

بانوی مندوست داشتن آدم را سرسخت می کنداین را آن هایی می گوین...

کو دلبری تا از جفا با غم گرفتارم کنداز عشق روی و موی خود خوا...

بانوی منمنم که با سکوت دلم برایت اواز می سازمبشنو صدای سازم ...

نازت کشم ، که ناز تو کشیدنی استقهر و عتاب چون تو عزیزی خریدن...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

چه می‌کشم!در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی‌شوی که بب...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط