سناریو
#سناریو
وقتی کلی خرید کردی و برمیگردی خونه
نامجون: ات بخدا این پول های بی زبون منو داری خرج میکنی تو خونه بابات اینهمه خرید میکردی
ات: آره
نامجون: 🦦🦦
جین: یاااااا اتتتتتتتتتتت همین قابلمه رو میبینی
ات: نه
جین: الان میکنم تو...(دهنت )
یونگی (خوابه)
جی هوپ: (باهم رفتید خرید ولی یه لحظه ازت چشم برمیداره و میبینه گوشیش رگباری داره پیام میاد)
جیمین:( تو داری خرید هایه خودتو انجام میدی اون داره موچی میخوره و به پیام های خرید نگاه میکنه)
تهیونگ: به یه شرطی باهات دعوا نمیکنم
ات: چه شرطی
تهیونگ: اجازه بدی فردا با کوک بریم سینما
ات: باشه ولی جیمین هم میبرید
تهیونگ: چرا؟
ات: چون جیمین میگه تو سینما چیکارا میکنی
تهیونگ (درد رو نفرین) (درد و نفرین) باشه
کوک: (اون قبلش بهت میگه) یا شیر موز میگیری یا به هفت روش سامورایی تیکه تیکه ات میکنم
ات: باشه
#نویسندگی
وقتی کلی خرید کردی و برمیگردی خونه
نامجون: ات بخدا این پول های بی زبون منو داری خرج میکنی تو خونه بابات اینهمه خرید میکردی
ات: آره
نامجون: 🦦🦦
جین: یاااااا اتتتتتتتتتتت همین قابلمه رو میبینی
ات: نه
جین: الان میکنم تو...(دهنت )
یونگی (خوابه)
جی هوپ: (باهم رفتید خرید ولی یه لحظه ازت چشم برمیداره و میبینه گوشیش رگباری داره پیام میاد)
جیمین:( تو داری خرید هایه خودتو انجام میدی اون داره موچی میخوره و به پیام های خرید نگاه میکنه)
تهیونگ: به یه شرطی باهات دعوا نمیکنم
ات: چه شرطی
تهیونگ: اجازه بدی فردا با کوک بریم سینما
ات: باشه ولی جیمین هم میبرید
تهیونگ: چرا؟
ات: چون جیمین میگه تو سینما چیکارا میکنی
تهیونگ (درد رو نفرین) (درد و نفرین) باشه
کوک: (اون قبلش بهت میگه) یا شیر موز میگیری یا به هفت روش سامورایی تیکه تیکه ات میکنم
ات: باشه
#نویسندگی
- ۱۸۸
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط