بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت دوم :
ودر زیارت ناحیۀ مقدسه می خوانید : لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِکَ الاِسْلامَ - حقیقتاً که با کشتن تو اسلام را کشتند، یعنی:روح اسلام، ولایت و امامت است.
وَعَطَّلُوا الصَّلوةَ وَ الصِّیامَ -و نماز و روزه را تعطیل کردند!؛ تعطیل کردن، یعنی معطل گذاشتن، بی ثمر و نتیجه نمودن.
خوارج اهل نماز و روزه و تلاوت قرآن کریم و حتی جهاد بودند، اما به دشمنی با امیرالمؤمنین علیه اسلام برخاستند؛ چنان که مسلمانان خود را زور و زور و تزویر معاویه لعنة الله علیه فروختند و به امام حسن مجتبی علیه السلام پشت کردند و چنان که سید الشهداء علیه السلام را پیروی و حمایت نکردند و به انجام مناسک حجّشان پرداختند!
قوم به حج رفته به حج رفتهاند
بی تو در این وادی کج رفتهاند
کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست
آینه ای مثل تو بی رنگ نیست (آغاسی ره)
حضرت امام سجاد علیه السلام : یزید لعنة الله علیه، در مجلسی که برای تحقیر اسرای کربلا و تعطیل اسلام برپا کرده بود؛ مجبور شد که به حضرت امام سجاد علیه السلام، اجازۀ سخن دهد، هر چند که پس از چند جمله، سخنان ایشان را قطع کرد تا مردم بیش از این متوجه، آگاه و متأثر نگردند.
حضرت امام سجاد علیه السلام در ابتدای این خطبه فرمودند: مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی أَنْبَأْتُهُ بِحَسَبِی وَ نَسَبِی - هر کس مرا شناخت که شناخت، و برای آنان که مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان می شناسانم.
نکتۀ بسیار قابل توجه آن که ایشان در ابتدای معرفیِ حَسب و نسَب خود فرمودند : أَیُّهَا النَّاسُ أَنَا ابْنُ مَکَّةَ وَ مِنَی أَنَا ابْنُ زَمْزَمَ وَ الصَّفَا - ای مردم! من پسر مکه و منا هستیم، من پسر زمزم و صفا هستم.
بدیهی است که ظاهر مکه، منا، زمزم و صفا، اجسامی متشکل از خاک، سنگ و آب در محل و مکانهایی معین میباشند؛ نه فرزند کسی هستند و نه پدر کسی می باشند، اما ایشان فرمودند که من پسر مکه و منا و زمزم و صفا هستم.(ادامه دارد...)
قسمت دوم :
ودر زیارت ناحیۀ مقدسه می خوانید : لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِکَ الاِسْلامَ - حقیقتاً که با کشتن تو اسلام را کشتند، یعنی:روح اسلام، ولایت و امامت است.
وَعَطَّلُوا الصَّلوةَ وَ الصِّیامَ -و نماز و روزه را تعطیل کردند!؛ تعطیل کردن، یعنی معطل گذاشتن، بی ثمر و نتیجه نمودن.
خوارج اهل نماز و روزه و تلاوت قرآن کریم و حتی جهاد بودند، اما به دشمنی با امیرالمؤمنین علیه اسلام برخاستند؛ چنان که مسلمانان خود را زور و زور و تزویر معاویه لعنة الله علیه فروختند و به امام حسن مجتبی علیه السلام پشت کردند و چنان که سید الشهداء علیه السلام را پیروی و حمایت نکردند و به انجام مناسک حجّشان پرداختند!
قوم به حج رفته به حج رفتهاند
بی تو در این وادی کج رفتهاند
کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست
آینه ای مثل تو بی رنگ نیست (آغاسی ره)
حضرت امام سجاد علیه السلام : یزید لعنة الله علیه، در مجلسی که برای تحقیر اسرای کربلا و تعطیل اسلام برپا کرده بود؛ مجبور شد که به حضرت امام سجاد علیه السلام، اجازۀ سخن دهد، هر چند که پس از چند جمله، سخنان ایشان را قطع کرد تا مردم بیش از این متوجه، آگاه و متأثر نگردند.
حضرت امام سجاد علیه السلام در ابتدای این خطبه فرمودند: مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی أَنْبَأْتُهُ بِحَسَبِی وَ نَسَبِی - هر کس مرا شناخت که شناخت، و برای آنان که مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان می شناسانم.
نکتۀ بسیار قابل توجه آن که ایشان در ابتدای معرفیِ حَسب و نسَب خود فرمودند : أَیُّهَا النَّاسُ أَنَا ابْنُ مَکَّةَ وَ مِنَی أَنَا ابْنُ زَمْزَمَ وَ الصَّفَا - ای مردم! من پسر مکه و منا هستیم، من پسر زمزم و صفا هستم.
بدیهی است که ظاهر مکه، منا، زمزم و صفا، اجسامی متشکل از خاک، سنگ و آب در محل و مکانهایی معین میباشند؛ نه فرزند کسی هستند و نه پدر کسی می باشند، اما ایشان فرمودند که من پسر مکه و منا و زمزم و صفا هستم.(ادامه دارد...)
- ۳۹۹
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط