بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
بدیهی است که روح چون مجرد است، در هر عالمی که وارد میشود، به جسم و بدنی مطابق به آن عالم احتیاج دارد، لذا به محظ مرگ، هم چنان که از عالم ماده جدا شده و وارد عالم برزخ میشود، از جسد مادی نیزجدا شده و به جسدی برزخی که منطبق با همین جسد دنیوی اوست، منتهی عناصر مادی ندارد، تعلق میگیرد. به قول آیت الله جوادی آملی، انسان با مرگ نمیپوسد، بلکه پوست می انداز و یا پوسته عوض می کند.
ج) - پس، بازگشت روح به بدن، به این معنا نیست که روح انسان در قبر دوباره به همین جسد عنصری او بر میگردد، چون اگر برگردد که مثل دوران حیاتش در دنیا، به یک انسان زنده مبدل میشود، تنفس، غذا و آب عنصری لازم دارد و باید سلول سازی کند. و چنان چه بیان شد، شاید نحوه مرگ او به گونهای باشد که دیگر جسدی نداشته باشد.
پس، سؤال و جواب و فشار قبر و تداوم حیات در بهشت یا جهنم برزخی، همه متوجه این روح با جسم یا بدن برزخی اوست،هر چند که ممکن است در احوالاتی، فشار های وارده بر بدن دنیوی مدفون شده، مثل پوسیدن، خرد شدن استخوانها و یا طعمه جانواران شدن، به او منتقل شود. یعنی جسم و بدن برزخی او، این فشارها و عذابها را کاملاً درک کند. به عنوان: چنان چه انسان وقتی به خواب میرود، هر چند در بستری نرم و آرام خوابیده است، اما اگر در عالم رؤیای خود با درد و ناراحتی مواجه شود، آن را درک میکند، گویی زنده است و به بدن مادی و عنصری او ضربه وارد شده است.
بدیهی است که جسد فرد مؤمن در زیر خاک، لذتی ندارد که لذت به او منتقل گردد. بلکه همه لذایذ و دردها متوجه آن روح و بدن برزخی اوست.
این است اجمال بازگشت روح به بدن، پس از مرگ. نه این که دوباره روح به همین بدن عنصری برگردد و او دوباره زنده شود حتی برای لحظاتی. بدیهی است که همین تصور خطا، سبب شده که برخی معتقد به بازگشت مجدد به عالم دنیا و یا تناسخ شوند.(پایان)
پاسخ قسمت دوم :
بدیهی است که روح چون مجرد است، در هر عالمی که وارد میشود، به جسم و بدنی مطابق به آن عالم احتیاج دارد، لذا به محظ مرگ، هم چنان که از عالم ماده جدا شده و وارد عالم برزخ میشود، از جسد مادی نیزجدا شده و به جسدی برزخی که منطبق با همین جسد دنیوی اوست، منتهی عناصر مادی ندارد، تعلق میگیرد. به قول آیت الله جوادی آملی، انسان با مرگ نمیپوسد، بلکه پوست می انداز و یا پوسته عوض می کند.
ج) - پس، بازگشت روح به بدن، به این معنا نیست که روح انسان در قبر دوباره به همین جسد عنصری او بر میگردد، چون اگر برگردد که مثل دوران حیاتش در دنیا، به یک انسان زنده مبدل میشود، تنفس، غذا و آب عنصری لازم دارد و باید سلول سازی کند. و چنان چه بیان شد، شاید نحوه مرگ او به گونهای باشد که دیگر جسدی نداشته باشد.
پس، سؤال و جواب و فشار قبر و تداوم حیات در بهشت یا جهنم برزخی، همه متوجه این روح با جسم یا بدن برزخی اوست،هر چند که ممکن است در احوالاتی، فشار های وارده بر بدن دنیوی مدفون شده، مثل پوسیدن، خرد شدن استخوانها و یا طعمه جانواران شدن، به او منتقل شود. یعنی جسم و بدن برزخی او، این فشارها و عذابها را کاملاً درک کند. به عنوان: چنان چه انسان وقتی به خواب میرود، هر چند در بستری نرم و آرام خوابیده است، اما اگر در عالم رؤیای خود با درد و ناراحتی مواجه شود، آن را درک میکند، گویی زنده است و به بدن مادی و عنصری او ضربه وارد شده است.
بدیهی است که جسد فرد مؤمن در زیر خاک، لذتی ندارد که لذت به او منتقل گردد. بلکه همه لذایذ و دردها متوجه آن روح و بدن برزخی اوست.
این است اجمال بازگشت روح به بدن، پس از مرگ. نه این که دوباره روح به همین بدن عنصری برگردد و او دوباره زنده شود حتی برای لحظاتی. بدیهی است که همین تصور خطا، سبب شده که برخی معتقد به بازگشت مجدد به عالم دنیا و یا تناسخ شوند.(پایان)
- ۲۳۵
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط