رفتی غریب و دلِِ غم گرفته را

رفتی غریب و دلِِ غم گرفته را
کی طاقت است دوری یاران رفته را

بنگر که از فراغ رُخت ای امید جان
یک یک شماره میکنم این ایام هفته را

شاید که آه و ناله ی من در فراغ تو
یک آن دوباره زنده کند چشمان خفته را

یا رب چه شد رخ ماهش به لحظه ای
بردی و هیچ نگفتی سرّ نهفته را

من در پی رخ ماهت صد راه رفته ام
گو تا به سر بروم من ، راه نرفته را

بشنو زشهریار شهر سخن قصه ی فراغ
که اینجا مسیح زنده میکند راز نگفته را

بیداد رفت لاله ی بر باد رفته را
#یا-رب خزان چه بود بهار شکفته را



دیدگاه ها (۵)

بیداد رفت لاله بر باد رفته رایا رب خزان چه بود بهار شکفته را...

بیداد رفت لاله بر باد رفته رایا رب خزان چه بود بهار شکفته را...

غزل شماره ۶ از غزلیات استاد شهریار داغ 🌹🤭لاله.🤭🌹 ...

.قمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرسکس از دورفلک دستی ...

الفبای کربلاﺀ ،بخونید و لذت ببرید… خال لب تو نقطه ی آغاز در...

الفبای کربلاﺀ ،بخونید و لذت ببرید… خال لب تو نقطه ی آغاز در...

این شعر واقعا زیباست ، با حضور قلب بخوانید و منم دعا کنید :ا...

بهار غم انگیز بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد  نسیمی بوی فروردی...

ای که با روی چو ماهت، دلربای عالمینیبا نگاهی عاشقانه، قبله ج...

ی ساربان! ای ساربان! محمل نگهدارآمد به منزل کاروان، منزل نگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط