{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر نصیحتم میکرد میگفت :

مادر نصیحتم میکرد میگفت :
اگه فلان قصابی گوشت ارزون بفروشه ،

همه میگن معلوم نیست گوشت چه حیوونیه
پس خودت و ارزان نفروش
دیدگاه ها (۰)

تو از ی کاراکتر بشدت متنفریوفنای اون کاراکتر میگن که خوب نه ...

داستان از یه مراسم خیریه شروع میشه... جایی که اکبر عبدی میره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط