{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلم

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلم
با وجود تو کمی خوب شود حال دلم

همه آشوبم وای کاش بدانی که فقط
شده ایی باعث بی تابی وجنجال دلم

بی تو هر شب غم عالم به سرم می ریزد
همه رویای منی و همه آمال دلم

شب دوری تو سخت است خدا می داند
درد عشق و غم هجران شده اموال دلم

بعد از آن قهوه که از چشم ترت نوشیدم
ته فنجان تو یک لحظه فقط فال دلم

من و پروانه ی تنهایی و شمع شب تار
همه آتش زده ای هم پر و هم بال دلم

همه عمرم به قمار دل تو باخته ام
آس قلب تو شده نقطه ی تک خال دلم

خواب دیدم که کسی در شب تنهایی من
دست در دست نسیم آمده دنبال دلم
دیدگاه ها (۱)

‍ بر گیسوانم عشق راسنجاق کنبگذار در آرامشِ خیالمبر قامتِ است...

نگاهت رادوست دارممیان دغدغه های عشق و تنهاییوعقربه های قلبمر...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌بوســـــه کردم؛بر لب مستت دلم دیوانــه شد.....

‍ بیا تا دست از دلتنگیبردارمبگذار قد تمام دنیابه وسعت تمام ل...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه نگفتم، به ز...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط