{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابرها مثل من در کوچه پس کوچه های شهر سرگردانند.

ابرها مثل من در کوچه پس کوچه های شهر سرگردانند.
باران میبارد و من غرق در زیر قطره های بارانم ، دستهایم را بر
روی گونه ام گذاشته ام تا کسی نفهمد که گریانم.
با دلهره از کوچه ها میگذرم ، نمیخواهم کسی بفهمد که در جستجوی یارم.
چه آرام میبارد باران بر تن نا آرامم ، چه زیبا میریزد اشکهایم
همراه با قطره های باران . چه سخت میسوزد تن خسته ام ،
به خدا مثل یک پرنده با بالهای شکسته ام.
کسی نمیداند که همراه با خود یک قلب شکسته دارم ،
دیدگاه ها (۵)

باز هم صبح فرا رسید صبحی بهتر از صبح های دیگر, زیرا ...

دل به تو دادم که به خونش کشی ؟ خون بکنی تا به جنونش کشی ؟دل ...

باید ببندم کوله بار رفتنم رامرغ مهاجر هیچ جا منزل نداردمن خا...

من بودم و تنهایی و یک راه بی انتهایک عالم گله و خدایی بی ادع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط