{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی

خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی

توام زهر جدایی را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی

پشیمون می شدی از اینکه عشقو آفریدی

خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم

نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم

دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهای

بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم

خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی

توام زهر جدایی را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی

پشیمون می شدی از اینکه عشقو آفریدی

بگو هرگز سفر کردی.سفر با چشم تر کردی؟

کسی را بدرقه با اشک تو با خون جگر کردی؟

ز شهر آرزوهایی به ناکامی گذر کردی؟

گل امیدتو پرپر به خاک رهگذر کردی؟

خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی

توام زهر جدایی را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی

پشیمون می شدی از اینکه عشقو آفریدی
دیدگاه ها (۱)

من صبورم اما به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی ...

یه شب بارونی

هرلحضه حرفی درما زاده می شودهر لحضه دردی سربرمیداردوهرلحضه ن...

کاش عمق سکوتم را بخوانی پردردم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط