دیشب پلیس جلوی ماشینمو گرفت

دیشب پلیس جلوی ماشینمو گرفت
به پلیس خیلی جدی گفتم:
میدونی من کیم؟
گفت: کی هستی؟
گفتم: یعنی واقعا نمی دونی؟
رنگش زرد شد؛ گفت: نه،کی هستی مگه؟
.
.
.
.
.
گفتم:
من یه پرندم، آرزو دارم، تو یارم باشی…!
جریمم نکرد!
اشک تو چشاش جمع شد،گفت خدا شفات بده
دیدگاه ها (۵۰)

خسته ام................مثل لاکپشتی که هفت سال راه رفت تا به ...

تا حالا شده؛شب بخوابی،،صبح پاشی؟؟؟هه ...نگرفتی؟؟وللــــش .خو...

کشاورزی فقیر شتر پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه ب...

حتی اگه شاعر به صراحت می گفت:عزیزم دلم برات تنگ شده بیا بریم...

زخم کهنه پارت ۵۳می خورید ؟ ولم کنید ! مارو ببخشید قربان ! دس...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط