گفتی بیا، گفتم کجا؟ گفتی میان جان ما
گفتی بیا، گفتم کجا؟ گفتی میان جان ما
گفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی که میخواهم تورا
گفتی که وصلت میدهم. جام الستت میدهم
گفتم مرا درمان بده. گفتی چو رستی میدهم
گفتی پیاله نوش کن. غم در دلت خاموش کن
گفتم مرا مستی دهی، با باده ای هستی دهی
گفتی که مستت میکنم، پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودآ
گفتی که درمانت دهم. بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا، کی خواهد این؟ گفتی صبوری باید این
گفتی تویی دردانه ام. تنها میان خانه ام
ما را ببین، خود را مبین در عاشقی یکدانه ام
گفتی بیا. گفتم کجا. گفتی در آغوش بقا
گفتی ببین.گفتم چه را؟ گفتی خدا را در خود آ
مولانا
سلام دوستان صبح روز شنبه تون پر از شادی و برکت خدا.عید مبعث هم مبارک.
افسون(دلارام)
گفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی که میخواهم تورا
گفتی که وصلت میدهم. جام الستت میدهم
گفتم مرا درمان بده. گفتی چو رستی میدهم
گفتی پیاله نوش کن. غم در دلت خاموش کن
گفتم مرا مستی دهی، با باده ای هستی دهی
گفتی که مستت میکنم، پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودآ
گفتی که درمانت دهم. بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا، کی خواهد این؟ گفتی صبوری باید این
گفتی تویی دردانه ام. تنها میان خانه ام
ما را ببین، خود را مبین در عاشقی یکدانه ام
گفتی بیا. گفتم کجا. گفتی در آغوش بقا
گفتی ببین.گفتم چه را؟ گفتی خدا را در خود آ
مولانا
سلام دوستان صبح روز شنبه تون پر از شادی و برکت خدا.عید مبعث هم مبارک.
افسون(دلارام)
- ۱.۱k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط