[فن اکانت]

[فن اکانت]

یک فن با دوستش سوهو رو توی لندن دیدن.
اونا داشتن توی خیابون راه می رفتن و یک ماشین دیدن که که چند نفر داشتن ازش پیاده میشدن و متوجه شدن سوهو و تیمش بودن. فن اولش از اونجا فرار کرد چون ترسیده بود اما بعدش جرئتش رو پیدا کرد و ازش امضا درخواست کرد.

دستاش خیلی میلرزیدن و گفته که سوهو خیلی خوش تیپه و اون خیلی احساس خوشبختی کرده چون هیچوقت فکر نمیکرده روزی همچین اتفاقی براش بیفته و واقعا امیدوار بود سوهو به زودی دوباره به لندن بیاد
دیدگاه ها (۰)

اوخییییی

I'm not jealous part 64یهو نفس کم آوردم و ازش جدا شدم در حال...

*یه گارسون روس که توی یه رستوران در ایته وون کار می‌کنه، داس...

پارت ³⁹باورش نمیشد وقتی کسی که وارد اتاقش شد رو دید از تعجب ...

____[The Forbidden Crossing]____

وقتی میخواستی بری استخر ولی...²با رفتن تو،جونگکوک هم برگشت ت...

رمان : يك قدم تا توپارت ۶: علامت ا.ت:+علامت متیو:_علامت ریگو...

𝖕𝖆𝖗𝖙6جشن تمام شد، اما شبِ مارال تمام نشد.وقتی به اتاقش برگشت...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

دختر و پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط