میگفت عاشقه..تا تهشم هست.!!! ولی تهش رونفهمیدم کجاست..وق
میگفت عاشقه..تا تهشم هست.!!! ولی تهش رونفهمیدم کجاست..وقتی (((((تا)))))میاد وسط بدونین یه چیزی میلنگه..سپردم دست خودش موندن و نموندنش رو..سر اون زیر تیغ هممیرفتم تا اینکه گفت نیستم..خستم..نمیتونم..نا امید شدم وپنهان نمیکنم..شبتون بخیر دوستان بامرام
- ۸۷۵
- ۲۳ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط