My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:⁴⁰
هیونا: خب باهام آشتی کردی ؟
جونگکوک: بزار فکر کنممممم ... شاید
هیونا: آخ جوننننن
و پرید بغل جونگکوک
چند روز گذشت و هیونا خسته و کوفته از تمرین دنس برگشت بعد از دوش گرفتن روی تخت ولو شد که جونگکوک زنگ زد
هیونا: بله
جونگکوک: خسته نباشی
هیونا: ممنون
جونگکوک: پاشو بیا خونه من
هیونا: چرا چیزی شده ؟
جونگکوک: نه فقط بیا
هیونا: باشه الان میام
هیونا گوشی رو قطع کرد و مو هایش رو خشک کرد رفت خونه جونگکوک در خونه رو باز کرد خونه تاریک بود و با شمع ها یه راه قشنگی براش درست شده لبخند روی لب خاش نشست قدم برداشت داخل و جونگکوک وسط خونه با دسته گل کوچیک ولی خیلی قشنگی وایساده بود
هیونا: اینجا چه خبره؟
جونگکوک: همون طور که دلت میخواست میخوام رسماً دوست دختر خودم بشی
هیونا با تعجب نگاهش کرد
جونگکوک: بدون در نظر گرفتن اینکه کی هستم
هیونا نزدیکش شد و جونگکوک زانو زد
جونگکوک: من جئون جونگکوک به پسر معمولی از شما پرنسس هیونا درخواست میکنم دوست دختر من باشی
هیونا خونه اش گرفته بود
هیونا: باید فکر کنم
جونگکوک سرش رو از پشت دست گل آورد بیرون و به هیونا نگاه کرد
جونگکوک: چی؟
هیونا خندید
هیونا: بنظرت من میتونم یه پسر خوشتیپ و جذاب رو رد کنم؟
جونگکوک بلند شد و کمر هیونا رو گرفت و نزدیکش شد
جونگکوک: میخوام بشنوم
هیونا: من حاضرم دوست دختر آقای جئون بشم
جونگکوک نزدیک صورتش شد فاصله لب هاشون فقط دو سانت بود
جونگکوک: اجازه هست؟
هیونا جوابی نداد و در عوض فاصله رو از بین برد و بوسه شیرینی رو شروع کرد
وقتی بوسه تموم شد جونگکوک به هیونا نگاه کرد
جونگکوک: بوسه سوم شیرین تر از قبلی ها بود
هیونا: سومین؟ (تعجب)
جونگکوک خودش رو زد به اون راه
هیونا: جونگکوک
جونگکوک: خب یه بار...
هیونا سرش رو کج کرد و با کنجکاوی نگاهش کرد
جونگکوک: خوابیده بودی
هیونا با تعجب نگاهش کرد جونگکوک خندید و هیونا هم با دیدن خنده جونگکوک خودش هم خندید چند روز گذشت و وقت اجرای هیونا و جیهوپ بود هیونا یکم استرس داشت جیهوپ سمت هیونا رفت
جیهوپ: استرس داری
هیونا: آره یکم ولی چیزی نیست
جیهوپ: ما عالی عمل کردیم درسته؟
هیونا: آره هماهنگی مون عالی بود
جیهوپ: پس استرس چی رو داری؟ باید استرس اینو داشته باشی که مو هات موقع اجرا رو هوا نباشه
هیونا تو آینه به خودش نگاه کرد مو هایش خیلی بهم ریخته بود خندید
هیونا: الان درستش میکنم
هیوما مو هایش رو خوشگل شونه کرد حالت کمی بهشون داد
*\0/*
باز هم بفرمایید ✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:⁴⁰
هیونا: خب باهام آشتی کردی ؟
جونگکوک: بزار فکر کنممممم ... شاید
هیونا: آخ جوننننن
و پرید بغل جونگکوک
چند روز گذشت و هیونا خسته و کوفته از تمرین دنس برگشت بعد از دوش گرفتن روی تخت ولو شد که جونگکوک زنگ زد
هیونا: بله
جونگکوک: خسته نباشی
هیونا: ممنون
جونگکوک: پاشو بیا خونه من
هیونا: چرا چیزی شده ؟
جونگکوک: نه فقط بیا
هیونا: باشه الان میام
هیونا گوشی رو قطع کرد و مو هایش رو خشک کرد رفت خونه جونگکوک در خونه رو باز کرد خونه تاریک بود و با شمع ها یه راه قشنگی براش درست شده لبخند روی لب خاش نشست قدم برداشت داخل و جونگکوک وسط خونه با دسته گل کوچیک ولی خیلی قشنگی وایساده بود
هیونا: اینجا چه خبره؟
جونگکوک: همون طور که دلت میخواست میخوام رسماً دوست دختر خودم بشی
هیونا با تعجب نگاهش کرد
جونگکوک: بدون در نظر گرفتن اینکه کی هستم
هیونا نزدیکش شد و جونگکوک زانو زد
جونگکوک: من جئون جونگکوک به پسر معمولی از شما پرنسس هیونا درخواست میکنم دوست دختر من باشی
هیونا خونه اش گرفته بود
هیونا: باید فکر کنم
جونگکوک سرش رو از پشت دست گل آورد بیرون و به هیونا نگاه کرد
جونگکوک: چی؟
هیونا خندید
هیونا: بنظرت من میتونم یه پسر خوشتیپ و جذاب رو رد کنم؟
جونگکوک بلند شد و کمر هیونا رو گرفت و نزدیکش شد
جونگکوک: میخوام بشنوم
هیونا: من حاضرم دوست دختر آقای جئون بشم
جونگکوک نزدیک صورتش شد فاصله لب هاشون فقط دو سانت بود
جونگکوک: اجازه هست؟
هیونا جوابی نداد و در عوض فاصله رو از بین برد و بوسه شیرینی رو شروع کرد
وقتی بوسه تموم شد جونگکوک به هیونا نگاه کرد
جونگکوک: بوسه سوم شیرین تر از قبلی ها بود
هیونا: سومین؟ (تعجب)
جونگکوک خودش رو زد به اون راه
هیونا: جونگکوک
جونگکوک: خب یه بار...
هیونا سرش رو کج کرد و با کنجکاوی نگاهش کرد
جونگکوک: خوابیده بودی
هیونا با تعجب نگاهش کرد جونگکوک خندید و هیونا هم با دیدن خنده جونگکوک خودش هم خندید چند روز گذشت و وقت اجرای هیونا و جیهوپ بود هیونا یکم استرس داشت جیهوپ سمت هیونا رفت
جیهوپ: استرس داری
هیونا: آره یکم ولی چیزی نیست
جیهوپ: ما عالی عمل کردیم درسته؟
هیونا: آره هماهنگی مون عالی بود
جیهوپ: پس استرس چی رو داری؟ باید استرس اینو داشته باشی که مو هات موقع اجرا رو هوا نباشه
هیونا تو آینه به خودش نگاه کرد مو هایش خیلی بهم ریخته بود خندید
هیونا: الان درستش میکنم
هیوما مو هایش رو خوشگل شونه کرد حالت کمی بهشون داد
*\0/*
باز هم بفرمایید ✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۷.۶k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط