My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:³⁹
هیونا توی آینه چشمش به جونگکوک افتاد اعضا تشویق کردن و جونگکوک خیلی اعصبانی چشم بین جیهوپ و هیونا میچرخید
جیهوپ: یه دور دیگه تمرین کنیم؟
هیونا: باشه دوباره
دوباره باهم دنس رو رفتن انگار یه روح در دویدن بودن همه جیز هماهنگ و کامل بود و ژست آخر بی نقص بود بعد از تموم شدن هیونا رفت به بطری آب برای جیهوپ آورد
هیونا: دیگه برای امروز کافیه
هیونا بطری آب رو داد به جیهوپ و جیهوپ قبول کرد
جیهوپ: ممنون عالی عمل کردی
هیونا لبخند زد و برگشت نشست
جونگکوک: کار داریم باید بریم
هیونا: به مینسو زنگ زدم میاد دنبالمون
همه برگشتن خونه هیونا به دوش حسابی گرفت و داشت مو هایش رو خشک میکرد که جونگکوک اومد خونه هیونا
هیونا: جونگکوک چی شده امروز عجیب بودی
جونگکوک اومد و روی تخت افتاد و چیزی نگفت تقریباً خشک کردن مو های هیونا تموم شد هیونا کنارش روی تخت نشست
هیونا: جونگکوک
جونگکوک: باهات حرف نمیزنم
هیونا: چی شده؟
جونگکوک: ...
هیونا: جونگکوک
جونگکوک: چرا؟
هیونا: چی چرا؟
جونگکوک: تو برای شروع کارت اومدی پیش جیهوپ و حالا باهاش صمیمی شدی حتی توی دنس هم خیلی به هم نزدیک بودید(ناراحت و اعصبانی)
هیونا: پس حسودی کردی
جونگکوک: نه
هیونا: اون جزوی از کاره
جونگکوک بلند شد و نگاهش کرد
هیونا: قبول کن حسودی کردی
جونگکوک: خب جیهوپ خیلی بهتر توجه میکنه تو هم باهاش مهربونی
هیونا لبخند زد و نزدیک صورتش شد
هیونا: این کاره موضوع جداست
جونگکوک چیزی نگفت و روش رو کرد کنار
هیونا: هنوز ناراحتی؟
جونگکوک: ...
هیونا: باشه باشه از داد درمیارم
هیونا بوسه ای روی گونه جونگکوک گذاشت که جونگکوک شوکه شد
جونگکوک: این کافی نیست
هیونا: دیگه کافیه
هیونا بلند شد که بره جونگکوک دستش رو گرفت و سمت خودش کشید و در چشم بهم زدن لب هاش رو گذاشت روی لب های نرم هیونا جونگکوک دستش رو روی کمر باریک هیونا گذاشت و محکم تر مک میزد
بعد از اینکه بوسه تموم شد هر دو نفس نفس میزدن هیونا باز هم سرخ شده بود جونگکوک خندید
جونگکوک: تا کی قراره ازم خجالت بکشی؟
هیونا: خب ما هنوز دوستیم
جونگکوک: چیییی؟ ما که همه کار کردیم
هیونا: نه خب
جونگکوک: آها آها فهمیدم چی میخوای
هیونا: بیخیال به هر حال تو داری اشتباه میکنی
جونگکوک: نه من تصمیمم رو گرفتم مهم نیست دنیا باهام بجنگه
هیونا: خب باهام آشتی کردی ؟
جونگکوک: بزار فکر کنممممم ... شاید
هیونا: آخ جوننننن
و پرید بغل جونگکوک
:0
😘👌🏻✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:³⁹
هیونا توی آینه چشمش به جونگکوک افتاد اعضا تشویق کردن و جونگکوک خیلی اعصبانی چشم بین جیهوپ و هیونا میچرخید
جیهوپ: یه دور دیگه تمرین کنیم؟
هیونا: باشه دوباره
دوباره باهم دنس رو رفتن انگار یه روح در دویدن بودن همه جیز هماهنگ و کامل بود و ژست آخر بی نقص بود بعد از تموم شدن هیونا رفت به بطری آب برای جیهوپ آورد
هیونا: دیگه برای امروز کافیه
هیونا بطری آب رو داد به جیهوپ و جیهوپ قبول کرد
جیهوپ: ممنون عالی عمل کردی
هیونا لبخند زد و برگشت نشست
جونگکوک: کار داریم باید بریم
هیونا: به مینسو زنگ زدم میاد دنبالمون
همه برگشتن خونه هیونا به دوش حسابی گرفت و داشت مو هایش رو خشک میکرد که جونگکوک اومد خونه هیونا
هیونا: جونگکوک چی شده امروز عجیب بودی
جونگکوک اومد و روی تخت افتاد و چیزی نگفت تقریباً خشک کردن مو های هیونا تموم شد هیونا کنارش روی تخت نشست
هیونا: جونگکوک
جونگکوک: باهات حرف نمیزنم
هیونا: چی شده؟
جونگکوک: ...
هیونا: جونگکوک
جونگکوک: چرا؟
هیونا: چی چرا؟
جونگکوک: تو برای شروع کارت اومدی پیش جیهوپ و حالا باهاش صمیمی شدی حتی توی دنس هم خیلی به هم نزدیک بودید(ناراحت و اعصبانی)
هیونا: پس حسودی کردی
جونگکوک: نه
هیونا: اون جزوی از کاره
جونگکوک بلند شد و نگاهش کرد
هیونا: قبول کن حسودی کردی
جونگکوک: خب جیهوپ خیلی بهتر توجه میکنه تو هم باهاش مهربونی
هیونا لبخند زد و نزدیک صورتش شد
هیونا: این کاره موضوع جداست
جونگکوک چیزی نگفت و روش رو کرد کنار
هیونا: هنوز ناراحتی؟
جونگکوک: ...
هیونا: باشه باشه از داد درمیارم
هیونا بوسه ای روی گونه جونگکوک گذاشت که جونگکوک شوکه شد
جونگکوک: این کافی نیست
هیونا: دیگه کافیه
هیونا بلند شد که بره جونگکوک دستش رو گرفت و سمت خودش کشید و در چشم بهم زدن لب هاش رو گذاشت روی لب های نرم هیونا جونگکوک دستش رو روی کمر باریک هیونا گذاشت و محکم تر مک میزد
بعد از اینکه بوسه تموم شد هر دو نفس نفس میزدن هیونا باز هم سرخ شده بود جونگکوک خندید
جونگکوک: تا کی قراره ازم خجالت بکشی؟
هیونا: خب ما هنوز دوستیم
جونگکوک: چیییی؟ ما که همه کار کردیم
هیونا: نه خب
جونگکوک: آها آها فهمیدم چی میخوای
هیونا: بیخیال به هر حال تو داری اشتباه میکنی
جونگکوک: نه من تصمیمم رو گرفتم مهم نیست دنیا باهام بجنگه
هیونا: خب باهام آشتی کردی ؟
جونگکوک: بزار فکر کنممممم ... شاید
هیونا: آخ جوننننن
و پرید بغل جونگکوک
:0
😘👌🏻✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۴.۸k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط