چند سالیست که تکلیف دلم روشن نیست
چند سالیست که تکلیف دلم روشن نیست
جا به اندازهی تنهایی من در من نیست
دست برداشتم از عشق، که هر دستِ سلام
لمسِ آرامشِ سردیست که در آهن نیست
حس بیقاعدهی عقل و جنون با من بود
درک این حالِ بههمریخته تقریباً نیست
سالها بود از این فاصله میترسیدم
که به کوتاهی دلکندن و دلبستن نیست
رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم
جا به اندازهی تنهایی من در من نیست
#😊
جا به اندازهی تنهایی من در من نیست
دست برداشتم از عشق، که هر دستِ سلام
لمسِ آرامشِ سردیست که در آهن نیست
حس بیقاعدهی عقل و جنون با من بود
درک این حالِ بههمریخته تقریباً نیست
سالها بود از این فاصله میترسیدم
که به کوتاهی دلکندن و دلبستن نیست
رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم
جا به اندازهی تنهایی من در من نیست
#😊
- ۱۰.۵k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط