{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند سالی‌ست که تکلیف دلم روشن نیست

چند سالی‌ست که تکلیف دلم روشن نیست
جا به اندازه‌ی تنهایی من در من نیست

دست برداشتم از عشق، که هر دستِ سلام
لمسِ آرامشِ سردی‌ست که در آهن نیست

حس بی‌قاعده‌ی عقل و جنون با من بود
درک این حالِ به‌هم‌ریخته تقریباً نیست

سالها بود از این فاصله می‌ترسیدم
که به کوتاهی دل‌کندن و دل‌بستن نیست

رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم
جا به اندازه‌ی تنهایی من در من نیست

#😊
دیدگاه ها (۲۴)

‌یکی باید باشه که وقتی اسمتو صدا کرد، نتونی غیر از "جانِ فُل...

برای "تو"برای خودمبرای عشقمانفاصله ای می خواهمقد یک "نفس"و ب...

دهه هفتاد😎😂

❤️😍

ذوالفقار امید (برنده ی هر بن بست)

در حریم قلبت، حرمتی برای خودت نگه دار. ماندن در بلاتکلیفی، ت...

اسم فیک :عشق رویایی پارت :۷ ویو شب. +با حس اینکه دارم خفه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط