چند پارتی بی تی اس
#چند پارتی بی تی اس
به خودم نگرفتم و رفتم تو دستشویی وقتی کارای لازم و انجام دادم اومدم بیرون که اون مرده منو دوباره برد داخل و چسبوند به دیوار
مرد: خوب هیکلی داری پس بزار ازش استفاده کنم
سعی کردم از زیر دستش فرار کنم که محکم تر گرفتم اجازه دادم اشکام بیان پایین
ا.ت:لط...فا..هق..و..لم...هق....ک...ن
مرد:نه نشد دیگه
دستش و روی بدنم کشید که بیشتر گریه کردم لباش و رویلبام گذاشت و با تمام قدرت مک میزد و گاز می گرفت از لبام دل کند و رفت سمت گردنم و گازای وحشدناکی می گرفت همین که خواستم جیغ بزنم دهنم و بست و توی یه حرکت لباسم و توی تنم پاره کرد توی تمام مدت دستام گرفته بود که به زور دستام و ازاد کردم که با کرواتش دوباره بست دست و پا می زدم که وام کنه ولی زور اون بیشتر از من بود
مرد: دختر خوبی باش بزار کارم و بکنم انقدر تکون نخور
کاری از دستم جوز گریه کردن بر نمیومد مرد دوباره گردنم و شروع کرد به گاز گرفتن کم کم رفت پایین تر دستش و از پشت و سوتینم و باز کردم منم دست و پا می زدم ولی چه فایده شروع کرد گاز گرفتن سینم و کیس زدن دل از سینه هام کند و رفت سمن پوصیم مک میزد که فقط گریه می کردم با یه دفعه بلند شد کیر خودشو در اورد و یک دفعه همش و واردم کرد و شروع به تلمبه زدن کرد که جیغ های خفه ای ببا دهن بسته می زدم
بعد از ۱۰ مین ازم کشید بیرون لباسای خودش و پوشید و رفت دم در با چشمای کثیفش یه دور نگاهم کرد و پوزخندی زد و رفت ولی دوباره برگشت و کرواتش که دور دستام بود و باز کرد و برداشتش و رفت
دستام باز شده پس دهنم و باز کردم و بلند بلند گریه می کردم بزور لباس تیبکه تیکه شدم و تنم کردم و همونجا شروع که کمک خواستن و جیغ زدن از درد کردم
*ویو یونگی
الان یک ساعت از ا.ت خبری نیس خیلی نگرانش شدیم
همه جارو داریم دنبالش میگردیم ولی نیست به ته گفتم برو تو اتاق و نگاه کن ببین هست یا نه
ته: بچه ها اره یه دختری شبیه ا.ت روی تخت خوابیده
وقتی این و گفت همه و به خصوص نامجون نفسی راحت کشیدیم
کوک: مطمئنی اخه ا.ت همیشه به ما خبر میداد
ته: اره بابا شبیه خودش بود نگاه کنید اومد
ته پستش و سمتی دختری گرفت که لباسش شبیه ا.ت بود
هوپی: ا.ت ما اینجاییم بیا
دختر وقتی صورتش و برگردوند فهمیدیم اون ا.ت نبود همه با هم نگاه به ته کردیم و اون استرس دوباره برگشت سمتمون که
نامجون: ما چقدر احمقیقم مگه نگفت میره دستشویی خوب بریم دست شویی دنبالش
اعضا: باشه
همه با هم رفتیم سمت دستشویی که صدای گریه ی یه دختر به گوشمون رسید
جین: این صدای ا.ت مطمئنم
همه باهم رفتیم سمت در که صدا واضح تر شد اره صدای ا.ت بود
به پسرا گفتم
یونگی : بزارین من برم داخل همه قبول کردن همین که درو باز کردم با جسم غرق در خونه ا.ت که بی حال داره گریه می کنه مواجه شدم
رفتم سمتش که فقط می گفت
ا.ت : یو.. هق. .. گی .. هق... لط.. ف.. ا.. منو.. هق... از... این... ج.. ا ... هق.. ببر... بی... رون... هق
قلبم درد گرفت بغض کردم سریع بغلش کردم که اعصا وارد شدن وقتی ا.ت و دیدن سریع قیافشون تغیر کرد کوک که نمی تونست ا.ت اینجوری ببینه رفت بیرون نامی سریع کتش و گذاشت رو شونه هاش جین رفت سراغ پی دی نی هوپی بی صدا اشک می ریخت
جیمینم کفشای ا.ت و پاش کرد ته هم رفت ماشین و اماده کنه
یونگی : می تونی راه بری
ا.ت : ن.. هق.. نه
یونگی : باشه و سریع براید بغلش کردم
پارت بعد
#لینو
#بنگ چان
#چانگبین
#فیلیکس
#هیونجین
#هان
#سونگمین
#ای ان
#نامجون
#جین
#شوگا
#یونگی
#هوسوک
#جیهوپ
#جیمین
#جونکوک
#وی
#ته ته
#تهیونگ
#بی تی اس
#استری کیدز
# کیپاپ
به خودم نگرفتم و رفتم تو دستشویی وقتی کارای لازم و انجام دادم اومدم بیرون که اون مرده منو دوباره برد داخل و چسبوند به دیوار
مرد: خوب هیکلی داری پس بزار ازش استفاده کنم
سعی کردم از زیر دستش فرار کنم که محکم تر گرفتم اجازه دادم اشکام بیان پایین
ا.ت:لط...فا..هق..و..لم...هق....ک...ن
مرد:نه نشد دیگه
دستش و روی بدنم کشید که بیشتر گریه کردم لباش و رویلبام گذاشت و با تمام قدرت مک میزد و گاز می گرفت از لبام دل کند و رفت سمت گردنم و گازای وحشدناکی می گرفت همین که خواستم جیغ بزنم دهنم و بست و توی یه حرکت لباسم و توی تنم پاره کرد توی تمام مدت دستام گرفته بود که به زور دستام و ازاد کردم که با کرواتش دوباره بست دست و پا می زدم که وام کنه ولی زور اون بیشتر از من بود
مرد: دختر خوبی باش بزار کارم و بکنم انقدر تکون نخور
کاری از دستم جوز گریه کردن بر نمیومد مرد دوباره گردنم و شروع کرد به گاز گرفتن کم کم رفت پایین تر دستش و از پشت و سوتینم و باز کردم منم دست و پا می زدم ولی چه فایده شروع کرد گاز گرفتن سینم و کیس زدن دل از سینه هام کند و رفت سمن پوصیم مک میزد که فقط گریه می کردم با یه دفعه بلند شد کیر خودشو در اورد و یک دفعه همش و واردم کرد و شروع به تلمبه زدن کرد که جیغ های خفه ای ببا دهن بسته می زدم
بعد از ۱۰ مین ازم کشید بیرون لباسای خودش و پوشید و رفت دم در با چشمای کثیفش یه دور نگاهم کرد و پوزخندی زد و رفت ولی دوباره برگشت و کرواتش که دور دستام بود و باز کرد و برداشتش و رفت
دستام باز شده پس دهنم و باز کردم و بلند بلند گریه می کردم بزور لباس تیبکه تیکه شدم و تنم کردم و همونجا شروع که کمک خواستن و جیغ زدن از درد کردم
*ویو یونگی
الان یک ساعت از ا.ت خبری نیس خیلی نگرانش شدیم
همه جارو داریم دنبالش میگردیم ولی نیست به ته گفتم برو تو اتاق و نگاه کن ببین هست یا نه
ته: بچه ها اره یه دختری شبیه ا.ت روی تخت خوابیده
وقتی این و گفت همه و به خصوص نامجون نفسی راحت کشیدیم
کوک: مطمئنی اخه ا.ت همیشه به ما خبر میداد
ته: اره بابا شبیه خودش بود نگاه کنید اومد
ته پستش و سمتی دختری گرفت که لباسش شبیه ا.ت بود
هوپی: ا.ت ما اینجاییم بیا
دختر وقتی صورتش و برگردوند فهمیدیم اون ا.ت نبود همه با هم نگاه به ته کردیم و اون استرس دوباره برگشت سمتمون که
نامجون: ما چقدر احمقیقم مگه نگفت میره دستشویی خوب بریم دست شویی دنبالش
اعضا: باشه
همه با هم رفتیم سمت دستشویی که صدای گریه ی یه دختر به گوشمون رسید
جین: این صدای ا.ت مطمئنم
همه باهم رفتیم سمت در که صدا واضح تر شد اره صدای ا.ت بود
به پسرا گفتم
یونگی : بزارین من برم داخل همه قبول کردن همین که درو باز کردم با جسم غرق در خونه ا.ت که بی حال داره گریه می کنه مواجه شدم
رفتم سمتش که فقط می گفت
ا.ت : یو.. هق. .. گی .. هق... لط.. ف.. ا.. منو.. هق... از... این... ج.. ا ... هق.. ببر... بی... رون... هق
قلبم درد گرفت بغض کردم سریع بغلش کردم که اعصا وارد شدن وقتی ا.ت و دیدن سریع قیافشون تغیر کرد کوک که نمی تونست ا.ت اینجوری ببینه رفت بیرون نامی سریع کتش و گذاشت رو شونه هاش جین رفت سراغ پی دی نی هوپی بی صدا اشک می ریخت
جیمینم کفشای ا.ت و پاش کرد ته هم رفت ماشین و اماده کنه
یونگی : می تونی راه بری
ا.ت : ن.. هق.. نه
یونگی : باشه و سریع براید بغلش کردم
پارت بعد
#لینو
#بنگ چان
#چانگبین
#فیلیکس
#هیونجین
#هان
#سونگمین
#ای ان
#نامجون
#جین
#شوگا
#یونگی
#هوسوک
#جیهوپ
#جیمین
#جونکوک
#وی
#ته ته
#تهیونگ
#بی تی اس
#استری کیدز
# کیپاپ
- ۱۷.۰k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط