چند پاربی بی تی اس
#چند پاربی بی تی اس
*ویو یونگی
ا.ت خیلی اروم بغل کردم رفتم سمت پله ها که صدای داد جین و پی دی نی می اومد رفتم پایین توی سالن که همه غرق در سکوت بودن و زمانی که ا.ت رو دیدن شروع کردن به پچ پچ کردم و خیره شدن بهش که ا.ت سرش و به سینم چسبوند و صورتش و از مردم قایم کرد توی همین هین کوک داشت جین و که یقیه پی دی نی و گرفته چرا می کرد
جین: چرا این خراب شده یه دوربین نداره که رفت و امد و چک بشه هااا(عربده)
پی دی نی : کی گفته نداره داره زیادم داره ولی کنترلش دست من نیست دست پسرممه
جین: به اون پسر عوضی تر از خودت بگو بیاد (داد)
پی دی نی : پسرم بیا
پ. پی دی نی :پسرم می خوان دوربین و چک کنن که ببینن کی به خانم ا.ت تجاوز کرده
پسر یه نیشخند زد و رفت گفت دنبالم بیاین یونگی هم ا.ت داد به ته تا ببره توی ماشین بزاره تا اعضا بیان رفتیم سمت اتاق که پسر توقف کرد و گفت فقط یه نفر می تونه بیاد داخل همه به یونگی نگاه کردن که پشت سر مرد رفت داخل پسر کلی دکمه زد اخر هم یه فیلم برام گذاشت که خیلی مبهم بود چیزه زیادی مشخص نبود ولی اون مرد شبیه منیجرمون بود خونم به جوش اومد با دو به سمت در رفتم و انقدر محکم کشیدمش پایین که دست گیره دو نصف شد با تمام وجودم در رو باز کردم و بدو بدو به سمت منیجر که یه گوشه نشسته بود و داشت با یه دستش شات شراب و تاب می داد و با دست دیگس مو های دختری رو نوازش می کرد حمله ور شدم و یقش و گرفتم و بردم بالا و چسبوندم به دیوار که صدای دادای اعضا که بهم می گفتن ولش کن الان میمیره رو میشنیدم ولی محل ندادم
یونگی : تو با چه جرعتی به ا.ت دیت درازی کردی هاا(عربده)
مرد به غلط کردن افتاده بود که نامی به سمتتم حجوم اورد و دستم و از یقش جدا کرد
نامی : هعی می خوای قاتل بشی(بغض. داد)
که ناگهان در با شتاب باز شد پلیس بود اومد و منیجر و بردن رفتم دنبال ا.ت توی ماشین که داشت از درد گریه می کرد که ته و کوک داشتن ارومش می کردن ولی نمی تونستن رفتم سمتش بغلش کردم و رفتیم بیمارستان
چند تا داری و پماد داد رفتیم خونه
*ویو ا.ت
داشتم از درد به خودم میپیچیدم که دیم یونگی اومد و رفتیم بیمارستان وقتی دارو ها رو گرفتیم رفتیم خونه یونگی اروم گذاشتم روی تخت و رفت تو حمام وقتی اومد منو بلند کرد و با خودش برد تو حما اتقدر یهویی بود که وقت اعتراض نداشتم منو گذاشت توی وان و خودشم اومد پیشم و زیر دلم و ماساژ داد که اروم شدم و خوابم برد
*ویو یونگی
دبدم خوابید اروم بلندش کردم لباساش و عوض کردم گذاشتم روی تخت موهاشو خشک کردم و کنارش دراز کشیدم که گفت
ا.ت:دوست دارم
یونگی :منم دوست دارم
و چند هغته بعد یه منیجر جدید استخدام کرد و ا.ت با داشتن دوستایی مثل اعضا و یونگی افسردگی نگرفت
چند ماه بعدیونگی هم از ا.ت خواستگاری کرد بعد عروسی کردن (ما هم نمی دونیم شب عروسی چیشد)و صاحب یه دختر کوچولو شدن
پایاننن
#لینو
#بنگ چان
#چانگبین
#فیلیکس
#هیونجین
#هان
#سونگمین
#ای ان
#نامجون
#جین
#شوگا
#یونگی
#هوسوک
#جیهوپ
#جیمین
#جونکوک
#وی
#ته ته
#تهیونگ
#بی تی اس
#استری کیدز
# کیپاپ
*ویو یونگی
ا.ت خیلی اروم بغل کردم رفتم سمت پله ها که صدای داد جین و پی دی نی می اومد رفتم پایین توی سالن که همه غرق در سکوت بودن و زمانی که ا.ت رو دیدن شروع کردن به پچ پچ کردم و خیره شدن بهش که ا.ت سرش و به سینم چسبوند و صورتش و از مردم قایم کرد توی همین هین کوک داشت جین و که یقیه پی دی نی و گرفته چرا می کرد
جین: چرا این خراب شده یه دوربین نداره که رفت و امد و چک بشه هااا(عربده)
پی دی نی : کی گفته نداره داره زیادم داره ولی کنترلش دست من نیست دست پسرممه
جین: به اون پسر عوضی تر از خودت بگو بیاد (داد)
پی دی نی : پسرم بیا
پ. پی دی نی :پسرم می خوان دوربین و چک کنن که ببینن کی به خانم ا.ت تجاوز کرده
پسر یه نیشخند زد و رفت گفت دنبالم بیاین یونگی هم ا.ت داد به ته تا ببره توی ماشین بزاره تا اعضا بیان رفتیم سمت اتاق که پسر توقف کرد و گفت فقط یه نفر می تونه بیاد داخل همه به یونگی نگاه کردن که پشت سر مرد رفت داخل پسر کلی دکمه زد اخر هم یه فیلم برام گذاشت که خیلی مبهم بود چیزه زیادی مشخص نبود ولی اون مرد شبیه منیجرمون بود خونم به جوش اومد با دو به سمت در رفتم و انقدر محکم کشیدمش پایین که دست گیره دو نصف شد با تمام وجودم در رو باز کردم و بدو بدو به سمت منیجر که یه گوشه نشسته بود و داشت با یه دستش شات شراب و تاب می داد و با دست دیگس مو های دختری رو نوازش می کرد حمله ور شدم و یقش و گرفتم و بردم بالا و چسبوندم به دیوار که صدای دادای اعضا که بهم می گفتن ولش کن الان میمیره رو میشنیدم ولی محل ندادم
یونگی : تو با چه جرعتی به ا.ت دیت درازی کردی هاا(عربده)
مرد به غلط کردن افتاده بود که نامی به سمتتم حجوم اورد و دستم و از یقش جدا کرد
نامی : هعی می خوای قاتل بشی(بغض. داد)
که ناگهان در با شتاب باز شد پلیس بود اومد و منیجر و بردن رفتم دنبال ا.ت توی ماشین که داشت از درد گریه می کرد که ته و کوک داشتن ارومش می کردن ولی نمی تونستن رفتم سمتش بغلش کردم و رفتیم بیمارستان
چند تا داری و پماد داد رفتیم خونه
*ویو ا.ت
داشتم از درد به خودم میپیچیدم که دیم یونگی اومد و رفتیم بیمارستان وقتی دارو ها رو گرفتیم رفتیم خونه یونگی اروم گذاشتم روی تخت و رفت تو حمام وقتی اومد منو بلند کرد و با خودش برد تو حما اتقدر یهویی بود که وقت اعتراض نداشتم منو گذاشت توی وان و خودشم اومد پیشم و زیر دلم و ماساژ داد که اروم شدم و خوابم برد
*ویو یونگی
دبدم خوابید اروم بلندش کردم لباساش و عوض کردم گذاشتم روی تخت موهاشو خشک کردم و کنارش دراز کشیدم که گفت
ا.ت:دوست دارم
یونگی :منم دوست دارم
و چند هغته بعد یه منیجر جدید استخدام کرد و ا.ت با داشتن دوستایی مثل اعضا و یونگی افسردگی نگرفت
چند ماه بعدیونگی هم از ا.ت خواستگاری کرد بعد عروسی کردن (ما هم نمی دونیم شب عروسی چیشد)و صاحب یه دختر کوچولو شدن
پایاننن
#لینو
#بنگ چان
#چانگبین
#فیلیکس
#هیونجین
#هان
#سونگمین
#ای ان
#نامجون
#جین
#شوگا
#یونگی
#هوسوک
#جیهوپ
#جیمین
#جونکوک
#وی
#ته ته
#تهیونگ
#بی تی اس
#استری کیدز
# کیپاپ
- ۱۳.۱k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط