part twelve ::
part twelve ::
🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸
ارام و سانزو سر قرص ارامبخش دعوا داشتن
ا.ت خواست ارام و سانزو رو از هم جدا کنه
ولی مایکی زود تر از ا.ت جلو رفت و ارام و سانزو رو مثل تام و جری جدا کرد
مایکی ترسناک : باز شما دوتا مثل سگ و گربه افتادید به جون همدیگه
سانزو : شرمنده رعیس
ارام : گومناسای
سانزو به ارام زبون درازی کرد
ارام بهش فاک داد
یهو مایکی زد تو پس کله ارام و سانزو
و ا.ت سعی کرد نخنده
هایتانی ها هم سعی کردن پوکر باشن
مایکی : نیک اختر و هاروچیو برید جسد های اتاق شکنجه رو جمع کنید و ۴ ساعت بیرون نیاید
ارام عربده : ریدم دهنت سانزوووووووووووو
سانزو : به من چه منگللللللللللللللللللللل
مایکی ارام و سانزو رو انداخت اتاق شکنجه و درب رو بست و قفل کرد
ارام و سانزو : 🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥
مایکی اومد پیش ا.ت و دستش رو گرفت و بردش تو اتاق خودش و به دیوار قفلش کرد
ا.ت شوکه شد : م...مایکی چیشده؟!
مایکی نزدیک گوش ا.ت شد
و یاندره گفت : اومممم....کیتی~♡....چقدر خوبه تو مال منی....نمیخوام کسی بهت نگاه کنه....تک مال من میمونی
ا.ت ترسید و از مایکی فاصله گرفت
ا.ت لرزان : منظورت چیههه؟!
مایکی یهو ا.ت رو انددخت رو تخت و روش خیمه زد
و یهو شروع کرد گردن ا.ت رو کیس مارک میکرد
ا.ت سعی کرد ناله نکنه
و یهو مایکی بیشتر کیس مارک زد و یهو ا.ت ناله ضعیفی کرد
مایکی از ا.ت جدا شد و سرش رو گذاشت رو سینه های ا.ت
🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸🍓🧸
ارام و سانزو سر قرص ارامبخش دعوا داشتن
ا.ت خواست ارام و سانزو رو از هم جدا کنه
ولی مایکی زود تر از ا.ت جلو رفت و ارام و سانزو رو مثل تام و جری جدا کرد
مایکی ترسناک : باز شما دوتا مثل سگ و گربه افتادید به جون همدیگه
سانزو : شرمنده رعیس
ارام : گومناسای
سانزو به ارام زبون درازی کرد
ارام بهش فاک داد
یهو مایکی زد تو پس کله ارام و سانزو
و ا.ت سعی کرد نخنده
هایتانی ها هم سعی کردن پوکر باشن
مایکی : نیک اختر و هاروچیو برید جسد های اتاق شکنجه رو جمع کنید و ۴ ساعت بیرون نیاید
ارام عربده : ریدم دهنت سانزوووووووووووو
سانزو : به من چه منگللللللللللللللللللللل
مایکی ارام و سانزو رو انداخت اتاق شکنجه و درب رو بست و قفل کرد
ارام و سانزو : 🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥
مایکی اومد پیش ا.ت و دستش رو گرفت و بردش تو اتاق خودش و به دیوار قفلش کرد
ا.ت شوکه شد : م...مایکی چیشده؟!
مایکی نزدیک گوش ا.ت شد
و یاندره گفت : اومممم....کیتی~♡....چقدر خوبه تو مال منی....نمیخوام کسی بهت نگاه کنه....تک مال من میمونی
ا.ت ترسید و از مایکی فاصله گرفت
ا.ت لرزان : منظورت چیههه؟!
مایکی یهو ا.ت رو انددخت رو تخت و روش خیمه زد
و یهو شروع کرد گردن ا.ت رو کیس مارک میکرد
ا.ت سعی کرد ناله نکنه
و یهو مایکی بیشتر کیس مارک زد و یهو ا.ت ناله ضعیفی کرد
مایکی از ا.ت جدا شد و سرش رو گذاشت رو سینه های ا.ت
- ۴۸۱
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط