پارت
پارت۲
آیکو: میدونستی موهات شبیه جوجه تیغی میمونه؟
(😐)
باکو: برگشتن*
پرک زدن چشمش*
سگ شدن* ( نه که کلا قبلش نبود🤡) :
چیییی گفتی نفلههههههههههههههههههه؟
گرفتن یقه ی آیکو*
آیکو:
خندیدن(😂 چیزی نیس طبیعیه👍🏻)
باکو: بیشتر عصبانی شدن*🗿
همه: با دهن باز نگا کردن*
شوتو:
تکون دادن دادن سرش از رو تاسف*
آیکو: همچنان خندیدن*
شوتو که دید آیکو داره کار دست همه میده اومد نزدیک شه که...
یهو معلم وارد میشود*
و به خیر میگذرد*
ویو آیکو:
رفتم نشستم سر جام. وای این جوجه تیغیه وقتی جوش میاره چقد خنده دار میشه! ( از سری مشکلات روانی آیکو👍🏻🤡)
آیزاوا سنسه:
ور ور، معرفی و توضیح دادن شرایط و اینا، ..*
پرش زمانی کوتاه به زنگ تفریح:
ویو باکو:
اون دختره ی نفله ی روانی کجا رفت ، باید برم حسابشو برسم، به کی گفت جوجه تیغییی؟؟
هیچی به هر حال ولش کن یه نفله ی لعنتی بود دیگه اصلا مهم نیس! ( آره معلومه اصلا فشار نخوردی🤡🗿)
ویو آیکو:
خب دیگه برم چند تا دوست پیدا کنم🤡💃
شاید کراش جدیدم زدم 🌸💃
دور و برم رو نگا کردم اون پسر کلم بروکلیه رو دیدم که داشت با کمی خجالت با یه دختره که موهاش قهوه ای بود حرف میزد.
به نظر دختر خوبی می اومد ، از اون کلم بروکلی ه هم خوش اومده بود ولی معلوم بود زیادی مثبتن🤡
خلاصه مهم نیست
رفتم سمتشون*
آیکو: ( رو به دکو*)
تو همون کلم بروکلیه نیستی که اون جوجه تیغیه داشت بهت زور میگفت؟🗿
دکو: عام.. کلم بروکلی؟😅
آیکو: آره دیگه.. ناراحت نشی ها ولی کلت شبیه کلم بروکلیه💃
دکو: آ.. نه بابا راحت باش😅
آیکو: راحتم👍🏻😐
دکو:😐😅
اوراراکا:
آ.. سلام من اوراراکا هستم خوشبختم😁🌸
آیکو:
یه نگاه به اورارکا*
آیکو:
منم آیکو ام یک دلقک ، خوشبختم💃🌸
خلاصه همینطوری حرف زدیم که زنگ کوفتی خورد....
بچه ها حوصلم رفته بود توالت منم اومدم یه پارت اسکلی دیگه بدم
مدیونید کامنت بزارید لایک هم نکردید فدا سر تون
خدافظ🌸🗿
آیکو: میدونستی موهات شبیه جوجه تیغی میمونه؟
(😐)
باکو: برگشتن*
پرک زدن چشمش*
سگ شدن* ( نه که کلا قبلش نبود🤡) :
چیییی گفتی نفلههههههههههههههههههه؟
گرفتن یقه ی آیکو*
آیکو:
خندیدن(😂 چیزی نیس طبیعیه👍🏻)
باکو: بیشتر عصبانی شدن*🗿
همه: با دهن باز نگا کردن*
شوتو:
تکون دادن دادن سرش از رو تاسف*
آیکو: همچنان خندیدن*
شوتو که دید آیکو داره کار دست همه میده اومد نزدیک شه که...
یهو معلم وارد میشود*
و به خیر میگذرد*
ویو آیکو:
رفتم نشستم سر جام. وای این جوجه تیغیه وقتی جوش میاره چقد خنده دار میشه! ( از سری مشکلات روانی آیکو👍🏻🤡)
آیزاوا سنسه:
ور ور، معرفی و توضیح دادن شرایط و اینا، ..*
پرش زمانی کوتاه به زنگ تفریح:
ویو باکو:
اون دختره ی نفله ی روانی کجا رفت ، باید برم حسابشو برسم، به کی گفت جوجه تیغییی؟؟
هیچی به هر حال ولش کن یه نفله ی لعنتی بود دیگه اصلا مهم نیس! ( آره معلومه اصلا فشار نخوردی🤡🗿)
ویو آیکو:
خب دیگه برم چند تا دوست پیدا کنم🤡💃
شاید کراش جدیدم زدم 🌸💃
دور و برم رو نگا کردم اون پسر کلم بروکلیه رو دیدم که داشت با کمی خجالت با یه دختره که موهاش قهوه ای بود حرف میزد.
به نظر دختر خوبی می اومد ، از اون کلم بروکلی ه هم خوش اومده بود ولی معلوم بود زیادی مثبتن🤡
خلاصه مهم نیست
رفتم سمتشون*
آیکو: ( رو به دکو*)
تو همون کلم بروکلیه نیستی که اون جوجه تیغیه داشت بهت زور میگفت؟🗿
دکو: عام.. کلم بروکلی؟😅
آیکو: آره دیگه.. ناراحت نشی ها ولی کلت شبیه کلم بروکلیه💃
دکو: آ.. نه بابا راحت باش😅
آیکو: راحتم👍🏻😐
دکو:😐😅
اوراراکا:
آ.. سلام من اوراراکا هستم خوشبختم😁🌸
آیکو:
یه نگاه به اورارکا*
آیکو:
منم آیکو ام یک دلقک ، خوشبختم💃🌸
خلاصه همینطوری حرف زدیم که زنگ کوفتی خورد....
بچه ها حوصلم رفته بود توالت منم اومدم یه پارت اسکلی دیگه بدم
مدیونید کامنت بزارید لایک هم نکردید فدا سر تون
خدافظ🌸🗿
- ۸.۰k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط